سعي کنيد قران انيس و مونستان باشد ، نه زينت دکورها وطاقچه هاي منزلتان شود ،بهتر است قرآن را زينت قلبتان کنيد. شهيد سيد مجتبي علمدار

پايگاه تخصصي شهدا ...

<-PostTitle->




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2007-2008 © by www.amamreza110.blogfa.com

آخرين مطالب ارسالي
»سازمان C.I.A
»وزارت اطلاعات و امنيت کشور
»نحو آرایش تیم های حفاظتی و اسکورت
»زندگي نامه شهيد حاج محمد ابراهيم همت
»اهميت نور در آکواريوم
»جدول تولید مثل ماهی ها
»دسته بندي کلي ماهيان
»امدادرسانی وکمک های اولیه به ماهی ها
»خلاصه زندگينامه رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»
»عكسهاي ديدني از طبيعت
»چو ایران نباشد تن من نباد
»وصیت نامه داریوش
»پیشگویی های رزتشت
»کشف کاخ داریوش درتنگه بلاغی
»مراسم خاک سپاری کوروش کبیر

C.I.A
آشنايي با آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (C.I.A)

همشهري آنلاين:
آژانس اطلاعات مرکزی آمريكا (‎Central Intelligence Agency‏) يك سازمان اطلاعاتی آمریکايي است که وظیفهٔ جمع آوری و تحلیل اطلاعات دربارهٔ حکومت‌ها، شرکت‌ها و افراد خارجی و گزارش این اطلاعات به دولت آمريكا را دارد.
سازمان مركزي اطلاعات آمريكا (سيا) به مثابه بازوي اطلاعاتي دولت آمريكا عمل مي‌كند و يكي از سازمان‌هاي مسئول فراهم آوردن اطلاعات در زمينه امنيت ملي براي سياستگذاران اين كشور است. سيا در سال 1947 تاسيس شد و مركز آن در ایالت ویرجینیاست .
 اين
اين سازمان جايگزين دفتر خدمات استراتژيك شد كه طي دوران جنگ جهاني دوم به منظور هماهنگ كردن فعاليت‌هاي جاسوسي ميان شاخه‌هاي مختلف ارتش آمريكا تشكيل شده بود. در ابتدا اين سازمان داراي وظايف حقوقي و پليسي نبود، اما يكسال بعد از تاسيس وظايف اين سازمان توسعه يافت و شامل اهداف خرابكارانه، ضد خرابكارانه، تخريبي و تخليه‌اي شد.
مهم‌ترين وظيفه سيا، گردهم آوري و تحليل اطلاعات درباره دولت‌هاي خارجي، شركت‌ها و افراد جهت ارائه مشاوره به سياستگذاران دولتي است. اين سازمان همچنين عمليات سري و شبه نظامي را هدايت مي‌كند و از طريق يك بخش فعاليت‌هاي ويژه در عرصه سياست خارجي به انجام عمليات مي‌پردازد.
نقش و ویژگی‌های سازمان تقریباً برابر با سازمانM.I.6 در بریتانیا، سرویس اطلاعات مخفی در استرالیا است .


لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ساعت 19:7

وزارت اطلاعات و امنيت کشور (واواک) به طور رسمي وظيفه يک سازماني اطلاعات و ضد اطلاعات رو در کشور به عهده داره. در برخي منابع خارجي سازمان مذکور رو با نام واجا (وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران) هم نام بردن. وزير اطلاعات با توجه به حساسيتي که داره مستقيما از طرف رهبر پيشنهاد ميشه. اسامي وزراي اطلاعات از زمان تشکيل تا به حال عبارتند از : محمدي ري‌شهري ، فلاحيان ، دري نجف آبادي ، علي يونسي و غلامحسين اژه‌اي.

البته در برخي منابع غير رسمي تاکيد شده که مسئولين واواک تنها به عنوان سخن‌گو فعاليت ميکنن و در پشت پرده شخص ديگري مسئوليت اداره اين وزارت رو بر عهده داره و طبق برخي اطلاعات غير قابل اعتماد در خال حاضر سردار حجازي (فرمانده سابق نيروي مقاومت بسيج – نمسا) مسئوليت امور عملياتي اين سازمان رو به عهده داره.
غير از واواک سازمانهاي ديگري هم امور مربوط به اطلاعات و ضداطلاعات رو در کشور به عهده دارن. اين سازمانها عبارتند از :
سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (ساحفاسا) ،‌ سازمان حفاظت اطلاعات ارتش جمهوري اسلامي و سازمان حفاظت اطلاعات قوه قضاييه.
سه سازمان مذکور به همراه واواک ، بدنه اصلي سازمانهاي امنيتي ايران رو تشکيل ميدن. حفا ارتش امور مربوط به ضد اطلاعات ارتش ، حفا قوه قضاييه بيشتر عهده دار امور اقتصادي و ساحفاسا و واواک امور مربوط به امنيت ملي رو بر عهده دارن. مثلا در فقره شهرام جزاري بچه هاي حفاي قوه قضاييه موفق شدن جزايري رو در دبي شناسايي و دستگير کنن.
برخي از مردم و مخصوصا مخالفين جمهوري اسلامي سعي دارن واواک رو ضعيف نشون بدن و در عين حال برخي از افراد داخلي درباره واواک بيش از حد اغراق ميکنن تا حدي که اونو تبديل به يک مجموعه مخوف و سرکوبگر کردن. اما باز هم بهتره به اطلاعات نشت کرده از سيا ، موصاد و ام آي 6 استناد کنيم که واوک رو همرده موساد ميدونن و از اون گذشته برخي اسناد انتشار يافته توسط سيا نشون دهنده انجام بسياري از ماموريت‌هاي موفق در داخل و خارج کشوره.
حمايت اطلاعاتي از جدايي طلبان چچن ، کمک اطلاعاتي به مبارزان فلسطيني ، انجام چند ماموريت در بوسني ، کمک به مجاهدان افغان، چند فقره ترور موفق و ... ( وبلاگ نيروهاي ويژه هيچ کدام از اين موارد را تاييد نميکند ) جزو برخي ماموريتهاي واواک به شمار مياد.
ساختمان اصلي وزارت اطلاعات در خيابان خواجه عبدالله انصاري تهران قرار داره که البته طبق روال معمول تمام سازمانهاي اطلاعاتي اين ساختمان فقط نقش ماکت و داره و تشکيلات اصلي اين سازمان در نفاط مختلف کشور و تحت نامهاي جعلي ( آموزش و پرورش شهرستان ، مرکز تحقيقات سموم و کودهاي شيميايي ، انجمن علمي دانشگاه ، کارخانه ساخت پفک ! و ... ) قرار داره.
واوک داراي دفاتر نمايندگي در برخي کشورهاست که مسئوليت سرپرستي کارکنان رو در حوزه هاي مشخصي بر عهده داره. اين حوزه هاي عملياتي عبارتند از:
- اوراسيا – واقع در بلاروس
- خاورميانه – لبنان
- آسياي ميانه – ترکمنستان
- آمريکاي شمالي – کانادا
- آمريکاي جنوبي – ونزوئلا
- آفريقا – کنيا
- اروپا – دانمارک
- اسکانديناوي – سوئد
هر کدوم از اين مراکز ،‌ وظيفه هماهنگ کردن ماموريتها در حوزه مربوطه رو بر عهده دارن .
منابعي هستن که اظهار ميکنن واواک ممکنه همکاري نزديکي با سيا داشته باشه. به عنوان نمونه قضيه حمله زميني و موشکباران پادگان اشرف در خاک عراق در اويل اشغال عراق توسط آمريکا رو مثال ميزنن. در اين قضيه يگانهاي عمليات ويژه برون مرزي جمهوري اسلامي ايران با نفوذ به خاک عراق و حمله زميني به پادگان مذکور تعداد زيادي از سران منافقين رو به هلاکت رسوندن. اما مساله مبهم اينجاست که عليرغم تسلط کامل نظاميان آمريکا بر اون منطقه چند روز قبل از حمله طي فرماني سري از جانب سيا ، کليه نيروهاي نظامي آمريکا و پليس مرزي عراق ، منطقه مذکور رو با عجله ترک کرده بودن و به عبارت ساده‌تر زمينه رو براي ورود نيروهاي ايراني آماده کرده بودن. البته اين گفته‌ها توسط مقامات ايراني و آمريکايي به شدت رد شده اما يقينا چنين عملياتي به نفع هر دو طرف بوده. ايران که داراي دشمني ديرينه با منافقينه و ضمنا سازمان منافقين براي آمريکا يه مهره سوخته به حساب مياد و آمريکايي‌ها بدشون نمياد اين سازمان حذف بشه.
واوک جهت عضو گيري در داخل کشور داراي مراکز گزينش و استخدامه که افراد داراي هر سطح تحصيلات مي‌تونن به عنوان کارمند اداري به استخدام اون در بيان اما براي امور جاسوسي و ضد اطلاعات گزينش به روش ديگه اي انجام ميشه. بيشتر در بين قشر ضعيف اجتماع ، دانشجويان نخبه ، افراد منزوي از اجتماع و ... به صورت کاملا گزينشي و مخفيانه انتخاب ميشن. اما باز هم منابعي در خارج از کشور وجود دارن که نوع ديگه اي از گزينش رو مطرح ميکنن. در اين روش بچه‌هاي پرورشگاهي که هيچ والديني ندارن انتخاب شده و قبل از سن 2 سالگي به مراکز مخصوص اين سازمان برده شده و تا سن حدود 25 سالگي تحت آموزشهاي مخصوص نظامي‌ ، عقيدتي ، امنيتي و سياسي قرار ميگيرن و تبديل به افرادي کارکشته و حرفه‌اي ميشن که آمادگي انجام هر ماموريتي در داخل و خارج کشور رو دارن. مدارکي بدست اومده که قضيه ترور برخي رهبران منافقين در جزيره ميکونوس آلمان بوسيله همين يگانها انجام شده که البته صدر اعظم وقت آلمان (هلموت کهل) شخصا فرضيه دخالت ايران در اين عمليات رو رد کرده بود. در همين راستا اگر در هر ماموريتي اعضاي اين يگانها کشته بشن با توجه به ناشناس بودن و بي‌هويت بودن اونا ايران به راحتي ميتونه وجود چنين افرادي رو رد کنه.



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ساعت 19:6

حفاظت از شخصیت ها
در ایران حفاظت از شخصیت ها بر عهده نیرویی با نام سپاه انصار است.
مقر این سپاه که بخشی از سپاه پاسداران اسلامی محسوب میشود در نزدیکی بیت رهبری قرار دارد.
این سپاه علاوه بر حفاظت از شخصیت ها حفاظت از مکان های مهمی نظیر مجلس نماز جمعه و ... را به عهده دارند.

حلقه های امنیتی
محافظت از شخصيتهاي مهم مملكت به صورت شبكه اي انجام ميگيره . حلقه اول كساني هستند كه به مثلا رئيس جمهور ، نزديكترين ها هستند ... حدود 5 - 6 نفر اعضاء اين حلقه رو تشكيل ميدهند . افراد اين حلقه ، بايد خصوصياتي را داشته باشند كه معمولا اگر يكي از اين خصوصيات را نداشته باشند ، در حلقه هاي بعدي قرار ميگيرند . خصوصياتي نظير داشتن بالاتنه پر عرض شانه پهن ... قد بلند ... بازوهاي ستبر و ... اين گروه در مواقعي كه سر كار !!! نيستند به تمرينات سخت بدنسازي مشغول هستند ... . در باشگاه هاي بدنسازي اكثر اوقات محافظان اشخاص نه چندان معروف را ميبينيد كه مشغول به تمرين هستند ... اما مثلا محافظان رياست جمهوري در باشگاه خاصي تمرين ميكنند .
علت اينكه افراد تنومند با دور بازوي بالا و عرض شانه زياد را انتخاب ميكنند اين است كه حلقه 2 و 3 اصولا اجازه نزديك شدن فردي با سلاح نيمه سنگين به هدف را نميدهند و اكثر اوقات ترور ها با سلاح هاي سبك مثل اسلحه هاي كمري و مسلسلهاي دستي كوچك انجام ميشوند .
كاليبر مورد استفاده در اسلحه هاي كمري معمولا در بافت بدن انسان نفوذ كمي دارد و در بدن متوقف ميشوند استفاده از افرادي كه تنومند هستند و بافت و توده عضلاني بزرگ در عضلات خود دارند ، موجب به توقف گلوله و نرسيدن اكثر گلوله ها به هدف ميشوند . (خيلي درد آوره اما حقيقت داره) در حقيقت حلقه اول سپر انساني هستند .
حلقه دوم كمي با فاصله حدودا 2 متر و نفوذ پذير تر هستند ... بين افراد اين گروه معمولا 1 تا دو متر فضاي خالي موجود است ... نياز به هيكلمند بودن در اين حلقه نيست و معمولا اين افراد از بين نيروهاي اطلاعاتي انتخاب ميشوند ... حلقه هاي بعدي به صورت رندوم و پخش در جمعيت ، به كنترل مردم مي پردازند ...(در جاهاي شلوغ)
نقاط حساس مثل ساختمانهاي بلند و برجهاي ديده باني و مخازن آب و ... كنترل ميشوند . پروازهاي اون منطقه اي كه شخص مورد نظر در حال بازديد آنجاست را معمولا لغو ميكنند . (بعد از 11 سپتامبر:p
ولي اين حلقه ها معمولا هيچ وقت مورد استفاده قرار نميگيرند ، يعني اينكه معمولا اين حلقه ها درگير نميشوند و اتفاقي براي مثلا رئيس جمهور نمي افتد كه اين حلقه ها وارد ميدان شوند و وظيفه خودشان را نجام دهند. البته دست به کلت شون هم حرف نداره امتحانش مجانیه :grin:
معمولا عمده تلاش و زحمت بر دوش سربازان گمنام امام زمان  و نيروهاي اطلاعاتي است كه منطقه را پاكسازي كنند افراد را گزينش كنند و موها را از ماستها بكشند به بيرون.

اقدامات امنیتی برای جلوگیری از بمب گذاری
ترور به وسیله بمب یکی از راحت ترین و مطئن ترین راه ها برای ترور اشخاص. روش های مختلفی هم برای بمب گذاری وجود داره مانند بمب های کنترل از راه دور یا جاسازی داخل اشیا یا کمربندهای انفجاری...
اما اینور قضیه هم فراموش نشه معمولا برای هر  چیزی یه آنتی هم پیدا میشه. نیروهای امنیتی بوسیله دستگاهای پشرفته و هشدار دهنده از وجود بمب و مواد منفجره در منطقه مطلع میشن و سریعا شخص رو از منطقه خارج میکنن.
این افراد در وسایل عادی خود دستگاههای تشخیص بمب را حمل می كنند نمونه این موضوع را در همین چند وقت پیش در تلویزیون مشاهده كردیم در زمانی كه سید حسن نصرالله دبیركل جنبش حزب الله لبنان به میان انبوه جمعیت امده بود یكی از محافظین ایشان یك كیف دستی را با لا گرفته بود این كیف نوع پیش رفته تری از دستگاههای كشف بمب است كه تا فاصله 150 متری انواع بمب ومواد منفجره را تشخیص می دهد.انواع ساده آن مانند یك خوشبو كننده هوا در اتومبیل نصب می شود ضمنا در بازید های از قبل طراحی شده محل به طور كامل با وسایل تشخیص بمب پاكسازی وبعد قرنطینه می شود.
خودروی افراد مهم مملكتی مجهز به دستگاه های تاخیر انداز می باشد این دستگاهها بمب در حال انفجار را تشخیص داده و برای چند ثانیه تاخیر می اندازند در سال 2003 یا همان حوالی پرویز مشرف رییس جمهور پاكستان مورد سوقصد قرار گرفت و وجود این دستگاهها باعث نجات او شد هرچند خودروهای حامل كاروان او نابود و عدمای از همراهان ایشان ازبین رفتند اما پرویز مشرف جان سالم بدر برد در مورد ترور او حرف ها وحدیث های فراوانی شنیده شد حتی امگشت اتهام به سمت آمریكایی ها گرفته شد اما به هرروی این موضوع برای اوبه معنای هشداری از آمریكا تلقی شد.
ترور رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان نمونه دیگری از این دست بود كه خودروی بمب گذاری شدهای در مسیر او با مقادیر قابل توجهی بمب منفجر شد كه شدت انفجار زمان آن نابودی تمام خود روهای همراهان از برنامه ریزی فوق العاهای پرده برداشت كه خودروی رفیق حریری و محافظان توسط شركت تجهیز كننده ((آمریكایی - اسراییلی))
دست كاری شده است.

تیم حفاظت از رییس جمهور بسیار جالب عمل میكنه و البته همه اونها همون اقایون شیك پوش كت و شلوار پوشیدن نیستند
رییس جمهور رفته بود یه شهری.........بعد وقتی سخنرانی و..........تموم شده بود پشت اون مكانی كه سخنرانی كرده بود یه جایگاه فرود هلیكوپتر ساخته بودند برای انتقال رییس جمهور.بعد مردمم كه میدونستند میره اونجا می افتن دنبالش از حلقه امنیتی تعدادیشون میگذرن اما یهو با یه نظره روبرو میشن
دهها نفر هم شكل لباس ایشون.هم قد و با ریشی شبیه ایشون.رو میبنند كه نمیشه در نگاه اول.فهمید كه كدومشون احمد نژاد هستاین خودش یه نوع حفاظت هست بدون  خشونت. دهها شیوه وجود داره واسه حفاظت اما خوب به همون مقدار و بیشتر روش هست برای شكست تیم حفاظتی!
وقتی پای حفاظت از افراد لشكری و كشوری میاد وسط دیگه جای من بمیرم و تو بمیری نداریم........
بارها شده كه عزیزان این ممكلت شهید شده اند.به خاطر نداشتن محافظ(در مواردی خودشون به گرفتن محافظ نداشتند.)

خودروهای اسکورت
آموزش رانندگی با خودروهای اسکورت زمین تا آسمون با اونچه که فکر میکنید فرق داره. حالا میگم یعنی چی.
در دنيا اين آموزشگاهها بيشتر در آمريكا فعاليت مي كنن و از تمام دنيا براي آموزش به اونجا مراجعه مي كنن.
تا چند سال پيش براي ثبت نام محدوديتي نداشت ولي امروزه فقط براي مامورين دولتي .اف بي آي .افراد نيروي دريايي و يا داراي اجازه نامه كتبي از نهاد هاي مسول اين كار صورت مي گيره.و افراد آموزش ديده به استخدام در سفارت خانه ها و يا استخدام افراد مشهور يا تجار
در ميان.

در ايران تنها ارگاني كه به اين امر اختصاص داره يگان ويژه پاسداران هست كه اون هم فقط شامل نيرو هاي پليس و نيروهاي گشت ويژه و رانندگان سياسي ميشه.

فرق يك راننده پليس با يك راننده ضد تروريستي اينه كه راننده پليس در پي دستگيري و تعقيب هست و راننده ضد تروريستي(كه عموما راننده افراد مهمي چون سياستمداران و يا افراد مهم امنيتي هستن ) در پي فرار از صحنه تحت هر شرايطي.پس اين فرد بايد بتونه در شرايط خطر و اضطراري خون سردي خودش رو حفظ كنه و بهترين راه براي فرار رو پيدا كنه
راننده ها بعد از آموزش هاي مهارت هاي رانندگي ٬ مراحل تمريني و شبيه سازي هاي زيادي كه شامل تمرين تصادف ٬ فرار از محاصره و... رو آغاز مي كنن كه هيجان انگيز ترين قسمت آموزش هست.در حقيقت كسب تجربه عملي فرار از موقعيت ها در تمرين ها بسيار بهتر از ساعتها كلاس آموزشي تئوری هست.

خوب اول ببينيم خطراتي كه اين خودرو ها (اتومبيل هاي تشريفات و سياسي ) رو تهديد مي كنه چه چيز هايي هست و چه آموزش هاي داده ميشه:

فرض كنيد در حال رانندگي در شب در اتوبان در حالي كه همه جا ساكت و آرام هست ناگهان ماشين ديگري با سرعت مثلا 150 كيلومتر به خودروي شما مي كوبه .اولين نكته اي كه آموزش داده ميشه اينه كه به هيچ عنوان عصبي يا برافروخته نشيد.هر گونه تعجيل مي تونه فرد تروريست رو در رسيدن به هدفش نزديكتر كنه.در اين مراكز به اندازه اي از اين مسايل براي رانندگان شبيه سازي و تمرين ميشه كه افراد در چنين شرايطي كاملا خونسرد و با تسلط هستن.
يك نكته اي كه لازمه بگم اينه كه در اين مراكز گاه براي يك دوره آموزشي چندين دستگاه خودرو نابود ميشه .ولي در عوض رانندگان ماهر و مسلطي تربيت ميشن كه مي تونن براي ماموريت هاي مهم كار هاي مهمي انجام بدن .

خوب شايد بگين كه فرار كردن كه كاري نداره و به من هم يك ماشين تشريفاتي مثل ب ام و سري 7 فول تقويت بدن به راحتي مي تونم فرار كنم!!

ولي هيچ فكر كردين اگر روي پل باريكي كه توسط چندين دستگاه خودرو مسدود شده و به نوعي محاصره شدين چطور به گونه اي به خودرو هاي روي پل برخورد كنيد (براي فرار از محاصره ) كه هم بيشترين خسارت رو به طرف مقابل زده و هم كمترين خسارت متوجه شما بشه ؟

و يازماني كه تحت تعقيب قرار گرفتيد چطور از دست مهاجمين فرار كنين؟

ويا زماني كه در حال حركت از جلو و عقب خودرو خود مورد محاصره دو خودرو قرار گرفتن بتونين بدون آسيب زدن به خود از تله فرار كنين ؟ مثلا يك روش اينه كه در حال حركت سپر سمت راست خودروي خودتون رو با گوشه سپر سمت چپ خودروي مقابل مماس كنين ( ضربه نزنيد ) و بعد با حركت فرمان به راست و گاز دادن به راحتي بدون اينكه به شما برخورد كنه از جلوي شما دور زده و از مسير منحرف ميشه و حتي با كمي مهارت ميشه ماشين رو به جدول كنار خيابون يا جوي آب كوبوند. (هيچ وقت اين كار رو با ماشين هاي معمولي انجام نديد )

اين چنين آموزش هايي به فرد اين قدرت رو ميده كه حتي با اتومبيل معمولي بتونه از يك دام خطرناك فرار كنه.

از اصول اوليه آموزش آموزش رانندگي در پيست و همچنين توانايي هاي مثل دريفت .دور در جا.راك فورد و.... هست.يعني مثلا بايد بتونيد زماني كه تحت تعقيب هستيد و داريد به انتهاي جاده نزديك ميشيد بتونيد در كمترين زمان ممكن دور زده و در جهت مخالف حركت كنيد و حتي از خودرو هايي كه سعي مي كنن از روبرو با شما برخورد كنن فرار كنيد.

آموزش هايي مثل تير اندازي به هدف هم جزو اين برنامه هاست.مثلا راننده بايد بدونه كه حساس ترين نقطه خودرو كجاست.شايد جواب شما لاستيك و يا رادياتور و حتي باك خودرو باشه.ولي عملا زدن لاستيك و يا سوراخ كردن رادياتور نمي تونه خسارت زيادي به باربياره .البته در ايجاد فاصله با شما اثر خوبي داره.

جالبه بدونيد تير اندازي به سمت باك مثل فيلم ها باعث هيچ انفجاري نميشه.مي تونين امتحان كنيد .حتي با قوي ترين اسلحه ها نميشه با شليك به باك اون رو منفجر كرد !

بهترين محل تيراندازي دلكو و مجموعه برق خودرو هست.شايد بگين چطور در اين شرايط دلكو ماشين رو ميشه هدف قرار داد !! اون هم راه داره كه جاش اينجا نيست !

خوب اين ها براي آموزش رانندگي در زماني هست كه شما تنها خودروي مورد تهاجم قرار گرفته ايد.بعبارت ديگه مواقعي وجود داره كه كاروان خودروهاي تشريفاتي كه فرد مهمي مثل رييس جمهور رو حمل مي كنن قضيه كمي فرق ميكنه.البته اصل قضيه همون هايي هست كه براي مورد اول ذكر شد.

فرض كنيد يك كاروان متشكل از 8 خودرو در حال گذر از مسير VIP هستن.اين مسير از قبل توسط سرپرست تيم رانندگان و تيم حفاظتي تعيين ميشه واين طور نيست كه راننده اول هر كجا كه دلش خواست بره.
اين مسير بسته به وجود بزرگراه .تقاطع ها و نقاط ترافيكي تغيير مي كنن .بهترين مسير مسير كم تقاطع و بزرگراهي هست.

از اين مثلا 8 خودرو 7 خودرو نقش پوششي و خودرو ديگه حامل فرد مهم هست.
حالا پوششي يعني چي؟
در اين 7 خودرو از محافظان تا مامورين خنثي سازي بمب وجود داره تا در مواقع اضطراري بتونن حوادث رو كنترل كنن .يك آمبولانس هم در انتهاي كاروان حركت مي كنه.

تمام راننده ها به وسيله بي سيم با هم ديگه در ارتباط هستن و هر عمليات غير منتظره قبل از اجرا به اطلاع راننده ها ميرسه.

در هنگام حركت بصورت كارواني در زمان عبور از تقاطع ها و چهار راه ها دو خودرو به صورت پوششي در كنار خودروي هدف حركت مي كنن تا از برخورد احتمالي اتوموبيل هاي موجود در چهار راه جلو گيري كنن.

ليل اين كار آمادگي براي هر حادثه و توانايي فرار و در عين حال در اختيار گرفتن سطح بيشتري از بزرگراه براي اين منظور هست .ترتيب قرار گيري خودرو ها مدام در حال تغيير هست و از 1 به 2 . 3 به 4 و... متغيره.

يك نكته رو در هنگام ديدن اين كاروان فراموش نكنيد و اون هم اينه كه به هيچ عنوان قصد تعقيب حتي به مدت كوتاه براي استفاده از فضاي باز شده توسط اين خودرو ها رو نداشته باشيد.حركات خودرو هاي كناري و عقبي به شدت از سوي سرنشينان تحت نظرو كنترله و متوقف كردن اتوموبيل هاي مشكوك امري رايجه.نكته ديگه اينكه حق تير حتي براي خودرو هاي مشكوك داده شده !!! پس مثل يك راننده خوب راه رو باز كنيد و اجازه عبور بدين

اين پوشش ها در زمان توقف و پياده شدن افراد هم اعمال ميشه.
يكي دو تا نكته هم اين باره بود كه دونستنشون بود نيست.
راننده ها بعد از آموزش هاي مهارت هاي رانندگي ٬ مراحل تمريني و شبيه سازي هاي زيادي كه شامل تمرين تصادف ٬ فرار از محاصره و... رو آغاز مي كنن كه هيجان انگيز ترين قسمت آموزش هست.در حقيقت كسب تجربه عملي فرار از موقعيت ها در تمرين ها بسيار بهتر از ساعتها كلاس آموزشي تيوري هست.

مطلب بعدي عمليات هاي گمراه كننده و به اصطلاح ايضايي هست ! يعني ممكنه در زمان ورود يك ميهمان ٬ گزارش هايي مبني بر سوقصد دريافت بشه .براي جلوگيري از حادثه عمليات هايي مثل فرستادن چند كاروان تشريفاتي همزمان و يا در زمان هاي متفاوت و يا حتي ترانسفر با خودرو هاي عادي  هم در نظر گرفته بشه تا تروريست ها در انجام عملياتشون ناكام بمونن.

البته چك كردن مسير قبل از عبور(براي شناسايي نقاط ضربه پذير ) و پشتيباني هوايي (هلي كوپتر) در زمان هشدار هم از اقدامات ايمن تر كردن مسير به حساب مياد.

ماشین های مخصوص تشریفات هم خودشون امن هستند.
مثلا میدونستید پوتین که اومد ایران ماشین تشریفاتش را هم با خودش آورد؟


كه راهكار هاي جلوگيري از حوادث تروريستي در هنگام رانندگي چي هست ؟ اينكه يك راننده كه اين آموزش ها رو ديده و مثلا مي تونه اتومبيل جلويي يا پشتي خودش رو به نحوي منحرف كنه چطور مي تونه خودش از همين خطرات مصون بمونه؟؟

ببينيد يه موقع هست شما يك تيم اسكورت رو مي بينيد و از ديدن حركتشون لذت مي بريد و احساس كنيد كه نحوه حركت هاشون خيلي تشريفاتي و به اصطلاح لوكس هست و اگر مثلا مشابه اتومبيل هاي معمولي ديگه حركت كنن خطري تهديدشون نمي كنه .

اما اينطور نيست .آسيب هاي احتمالي براي سرنشيان هم از جلو و هم از عقب و هم از كناره هاي اتومبيل اشخاص رو تهديد مي كنه خيلي زياد هست.نه صرفا تير اندازي و... بلكه كوبيدن اتومبيل هاي به صورت عمد يا قصد براي انحراف از مسير اتومبيل كه واقعا مي تونم بگم هز لحظه امكان اين قضيه هست و نميشه به نوع ماشين خاصي هم اشاره كرد.

اما راه حل چيه؟

هميشه و همواره يك خودرو اسكورت پشت سر خودرو اصلي بايد حركت كنه تا مهمترين قسمت حفاظت رو انجام بده .اين خودرو وظيفه داره تا به اصطلاح سپر به سپر خودروي اصلي حركت كنه و از قرار گرفتن ماشين غير خودي از عقب جلوگيري كنه و همچنين به كمك ديگر خودرو هاي اسكورت در زمان هايي مثل ترافيك كه تراكم ماشين ها در اطراف زياد ميشه پوشش اطراف به خودروي اصلي بده. اين اتومبيل هاي اسكورت حتي به قيمت تصادفات ريز و درشت با ماشين هاي ديگران هم پست خودشون رو ترك نمي كنن و هميشه محافظين آماده تير اندازي و به شدت تاكيد مي كنم به شدت مراقب اطراف و پشت سر هستن و به خصوص به موتور سواران اجازه نزديك شدن به تيم رو نمي دن.
ب
مورد دوم هميشه يك يا دو خودروي اسكورت كه عمدتا پليس هم هستن (براي باز كردن راه يا هدايت كردن ساير خودرو ها به اطراف ) در جلو مشغول حركت هستن.
نكته اي كه نبايد فراموش بشه اينه كه توقف تحت هيچ عنوان نبايد اتفاق بيفته و گاهي اتفاق مي افته كه خودروي اصلي از اسكورت جلوي خودش كه در ترافيك گير كرده هم عبور مي كنه ! اما سريعا جايگزين خواهد شد.

بعدي هم استفاده از موتور هاي اسكورت براي پوشش دادن اطراف خودروي اصلي در خيابان هاي باريك و تنگ و در جايي كه تردد همزمان 3 خودرو موجود نباشه.
هميشه تيم هاي محسوس و نا محسوس هم اين رفت و آمد ها رو تحت نظر دارن و مثلا مورد هايي مثل موردي كه فرهاد خان در پست هاي اول بهشون اشاره كردن متوقف مي كنند.

اينها كارهاي بسيار پر استرسي هست كه اعصاب زياد هم نياز داره و و شايد براي اين راننده هاي هم چنين كارهايي خوشايند نباشه .



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 ساعت 13:35

زندگي نامه شهيد حاج محمد ابراهيم همت

24 اسفند سال 62 در عمليات خيبر


 

 

دوران کودکي

دوران سربازي

دوران معلمي

فعاليت هاي پس از پيروزي انقلاب

نقش شهيد در کردستان و مقابله با ضد انقلاب

شهيد همت و دفاع مقدس

ويژگي هاي برجسته شهيد

نحوه شهادت

 

دوران کودکي

به روز 12 فروردين  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدين بدنيا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلاي معلي و زيارت قبر سالار شهيدان و ديگر شهداي آن ديار شدند و مادر با تنفس شميم روحبخش کربلا، عطر عاشورايي را به اين امانت الهي دميد.

محمد ابراهيم در سايه محبت هاي پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکي را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصيلش از هوش استعداد فوق العاده اي برخوردار بود و با موفقيت تمام دوران دبستان و دبيرستان را پشت سر گذاشت.

هنگام فراغت از تحصيل به ويژه در تعطيلات تابستاني با کار و تلاش فراوان مخارج شخصي خود را براي تحصيل بدست مي آورد و از اين راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجهي مي کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبت و صميميتي که داشت به محيط گرم خانواده صفا و صميميت ديگري مي بخشيد.

پدرش از دوران کودکي او چنين مي گويد: «هنگامي که خسته از کار روزانه به خانه         برمي گشتم، مي ديدم فرزندم تمامي خستگي ها و مرارت ها را از وجودم پاک مي کرد و اگر شبي او را نمي ديديم برايم بسيار تلخ و ناگوار بود.»

اشتياق محمد ابراهيم به قرآن و فراگيري آن باعث مي شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن ياد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. اين علاقه تا حدي بود که از آغاز رفتن به دبيرستان توانست قرائت کتاب آسماني قرآن را کاملا فرا گيرد و برخي از سوره هاي کوچک را نيز حفظ کند.

 

دوران سربازي:

در سال 1352 مقطع دبيرستان را با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي در دانشسراي اصفهان به ادامه تحصيل پرداخت. پس از دريافت مدرک تحصيلي به سربازي رفت- به گفته خودش تلخترين دوران عمرش همان دو سال سربازي بود – در لشکر توپخانه اصفهان مسئوليت آشپزخانه را به عهده او گذاشته بودند.

ماه مبارک رمضان فرا رسيد، ابراهيم در ميان برخي از سربازان همفکر خود به ديگر سربازان پيام فرستاد که آنها هم اگر سعي کنند تمام روزهاي رمضان را روزه بگيرند، مي توانند به هنگام سحري به آشپزخانه بيايند. «ناجي» معدوم فرمانده لشکر، وقتي که از اين توصيه ابراهيم و روزه گرفتن عده اي از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگي بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند. پس از اين جريان ابراهيم گفته بود: «اگر آن روز با چند تير مغزم را متلاشي مي کردند برايم گواراتر از اين بود که با چشمان خود ببينم که چگونه اين از خدا بيخبران فرمان مي دهند تا حرمت مقدسترين فريضه دينمان را بشکنيم و تکليف الهي را زير پا بگذاريم.»

اما اين دوسال براي شخصي چون ابراهيم چندان خالي از لطف هم نبود؛ زيرا در همين مدت توانست با برخي از جوانان روشنفکر و انقلابي مخالف رژيم ستمشاهي آشنا شود و به تعدادي از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست يابد. مطالعه آن کتاب ها که مخفيانه و توسط برخي از دوستان، برايش فراهم مي شد تاثير عميق و سازنده اي در روح و جان محمد ابراهيم گذاشت و به روشنايي انديشه و انتخاب راهش کمک شاياني کرد. مطالعه همان کتاب ها و برخورد و آشنايي با بعضي از دوستان، باعث شد که ابراهيم فعاليت هاي خود را عليه رژيم ستمشاهي آغاز کند وبه روشنگري مردم و افشاي چهره طاغوت بپردازد.

 

 دوران معلمي:

پس از پايان دوران سربازي و بازگشت به زادگاهش شغل معلمي را برگزيد و در روستاها مشغول تدريس شد و به تعليم فرزندان اين مرز و بوم همت گماشت. ابراهيم در اين دوران نيز با تعدادي از روحانيون متعهد و انقلابي ارتباط پيدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصيت حضرت امام (ره) بيشتر آشنا شد. به دنبال اين آشنايي و شناخت، سعي مي کرد تا در محيط مدرسه و کلاس درس، دانش  آموزان را با معارف اسلامي و انديشه هاي انقلابي حضرت امام(ره) و يارانش آشنا کند.

او در تشويق و ترغيب دانش آموزان به مطالعه و کسب بينش و آگاهي سعي و افري داشت و همين امور سبب شد که چندين نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. ليکن روح بزرگ و بي باک او به همه آن اخطارها بي اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلي پي مي گرفت و از تربيت شاگردان خود لحظه اي غفلت نمي ورزيد. با گسترش تدريجي انقلاب اسلامي، ابراهيم پرچمداري جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وي به شهرضا براي تدريس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علميه قم برقرار شد و به طور مستمر براي گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانيون و دريافت اعلاميه و نوار به قم رفت و آمد مي کرد.

سخنراني هاي پر شور و آتشين او عليه رژيم  که بدون مصلحت انديشي انجام مي شد، مأمورين رژيم را به تعقيب وي واداشته بود، به گونه اي که او شهر به شهر مي گشت تا از دستگيري در امان باشد. نخست به شهر فيروز آباد رفت و مدتي در آنجا دست به تبليغ و ارشاد مردم زد. پس از چندي به ياسوج رفت. موقعي که در صدد دستگيري وي برآمدند به دوگنبدان عزيمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکني گزيد. در اين دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژيم ستمشاهي و اعمال وحشيانه اش عکس العمل نشان مي دادند و ابراهيم احساس کرد که براي سازماندهي تظاهرات بايد به شهرضا برگردد.

بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خيابان ها و انجام تظاهرات عليه رژيم، فعاليت و کوشش خود را افزايش داد تا اينکه در يکي از راهپيمايي هاي پرشور مردمي، قطعنامه مهمي که يکي از بندهاي آن انحلال ساواک بود، توسط شهيد همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ايشان توسط فرماندار نظامي اصفهان، سرلشکر معدوم «ناجي»، صادر گرديد.

ماموران رژيم در هر فرصتي در پي آن بودند که اين فرزند شجاع و رشيد اسلام را از پاي درآورند، ولي او با تغيير لباس وقيافه، مبارزات ضد دولتي خود را دنبال مي کرد تا اين که انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره)، به پيروزي رسيد.

 

فعاليت هاي پس از پيروزي انقلاب :

شهيد هميت پس از پيروزي انقلاب در جهت ايجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازي کميته انقلاب اسلامي شهرضا نقش اساسي داشت. او از جمله کساني بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش  تشکيل داد.

آنها با تدبير و درايت و نفوذ خانوادگي که در شهر داشتند مکاني را بعنوان مقر سپاه در اختيار گرفته و مقادير قابل توجهي سلاح از شهرباني شهر به آنجا منتقل کردند و از طريق مردم، ساير مايحتاج و نيازمنديها را رفع کردند.

 

به تدريج عناصر حزب اللهي به عضويت سپاه در آمدند و هنگامي که مجموعه سپاه سازمان پيدا کرد، او مسئوليت روابط عمومي سپاه را به عهده داشت.

به همت شهيد بزرگوار و فعاليت هاي شبانه روزي برادران پاسدار در سال 58، ياغيان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذيت مردم مي پرداختند، دستگير و به دادگاه انقلاب اسلامي، تحويل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچي پاکسازي گرديد.

از کارهاي اساسي ايشان در اين مقطع، سامان بخشيدن به فعاليتهاي فرهنگي، تبليغي منطقه بود که درآگاه ساختن جوانان وايجاد شور انقلابي تاثير بسزايي داشت.

اواخر سال 58 برحسب ضرورت و به دليل تجربيات گرانبهاي او در زمينه امور فرهنگي به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سيستان و بلوچستان) عزيمت کرد و به فعاليت هاي گسترده فرهنگي پرداخت.

 

نقش شهيد در کردستان و مقابله با ضد انقلاب:

شهيد همت در خرداد سال 1359 به منطقه کردستان که بخش هايي از آن در چنگال گروهکهاي مزدور گرفتار شده بود، اعزام گرديد. ايشان با توکل به خدا و عزمي راسخ مبازره بي امان و همه جانبه اي را عليه عوامل استکبار جهاني و گروهکهاي خود فروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگتر مي نمود. از طرفي در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و براي مقابله با فقر فرهنگي منطقه اهتمام چشمگيري از خود نشان مي داد تا جايي که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گريه مي کردند و حتي تحصن نموده و نمي خواستند از اين بزرگوار جدا شوند.

رشادت هاي او در برخورد با گروهک هاي ياغي قابل تحسين و ستايش است. براساس آماري که از يادداشت هاي آن شهيد به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر 59 تا ديماه 60 (بافرماندهي مدبرانه او) عمليات موفق در خصوص پاکسازي روستاها از وجود اشرار، آزاد سازي ارتفاعات و درگيري با نيروهاي ارتش بعث داشته است.

 

شهيد همت و دفاع مقدس:

پس از شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم متجاوز عراق، شهيد هميت به صحنه کارزار وارد شد و در طي ساليان حضور در جبهه هاي نبرد، خدمات شايان توجهي برجاي گذاشت و افتخارها آفريد.

او و سردار رشيد اسلام، حاج احمد متوسليان، به دستور فرماندهي محترم کل سپاه ماموريت يافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تيپ محمد رسول الله (ص) را تشکيل دهند.

در عمليات سراسري فتح المبين، مسئوليت قسمتي از کل عمليات به عهده اين سردار دلاور بود. موفقيت عمليات در منطقه کوهستاني «شاوريه» مرهون ايثار و تلاش اين سردار بزرگ و همرزمان اوست.

شهيد  همت در عمليات پيروزمند بيت المقدس در سمت معاونت تيپ محمد رسول الله (ص) فعاليت و تلاش تحصين برانگيزي را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق مي توان گفت که او  و يگان تحت امرش سهم بسزايي در فتح خرمشهر داشته اند و با اينکه منطقه عملياتي دشت بود، شهيد حاج همت با استفاده از بهترين تدبير نظامي به نحو مطلوبي فرماندهي کرد.

در سال 1361 با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور ياري رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژيم صهيونيستي قرار گرفته بود راهي آن ديار شد و پس از دو ماه حضور در اين خطه به ميهن اسلامي بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.

با شروع عمليات رمضان در تاريخ 23/4/1361 در منطقه «شرق بصره» فرماندهي تيپ 27 حضرت رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقاي اين يگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهي انجام وظيفه نمود. پس از آن در عمليات مسلم بن عقيل و محرم – که او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگيد. در عمليات والفجر مقدماتي بود که شهيد حاج همت، مسئوليت سپاه يازدهم قدر را که شامل لشکر 27 حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تيپ 10 سيد الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت.

سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهي ايشان در عمليات والفجر 4 و تصرف ارتفاعات کاني مانگاه در آن مقاطع از خاطره ها محو نمي شود.

صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدني اين شهيد و الامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جريان عمليات خيبر در منطقه طلائيه و تصرف جزاير مجنون و حفظ آن با وجود پاتک هاي شديد دشمن، از افتخارات تاريخ جنگ محسوب مي گردد.

مقاومت و پايداري آنان در اين جزاير به قدري تحسين بر انگيز بود که حتي فرمانده سپاه سوم عراق در يکي از اظهاراتش گفته بود:

«... ما آنقدر آتش بر جزاير مجنون فرو ريختيم و آنچنان آنجا را بمباران شديد نموديم که از جزاير مجنون جز تلي از خاکستر چيز ديگري باقي نيست!»

اما شهيد همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بي خوابي هاي مکرر همچنان به اداي تکليف و اجراي فرمان حضرت امام خميني (ره) مبني بر حفظ جزاير مي انديشيد و خطاب به برادران بسيجي مي گفت:

«برادران، امروز مساله ما، مساله اسلام و حفظ و حراست از حريم قرآن است. بدون ترديد يا همه بايد پرچم سرخ عاشورايي حسين (ع) را به دوش کشيم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداري و حراست کنيم و با گوشت و خون به حفظ جزيره، همت نماييم، يا اينکه پرچم ذلت و تسليم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببريم و اين ننگ و بدبختي را به دامن مطهر اعتقادمان روا داريم ،که اطمينان دارم شما طالبان حريت و شرف هستيد، نه ننگ و بدنامي.»

 

  ويژگي هاي برجسته شهيد:

او عارفي وارسته، ايثارگري سلحشور و اسوه اي براي ديگران بودکه جز خدا به چيز ديگري نمي انديشيد و به عشق رسيدن به هدف متعالي و کسب رضاي خدا و حضرت احديت، شب و روز تلاش مي کرد و سخت ترين و مشکل ترين مسئوليت هاي نظامي را با کمال خوشرويي و اشتياق و آرامش خاطر مي پذيرفت.

سردار سرلشکر رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره وي چنين مي گويد:

«او انساني بود که براي خدا کار مي کرد و اخلاص در عمل از ويژگي هاي بارز او بود، ايشان يکي از افراد درجه اولي بود که هميشه ماموريت هاي سنگين بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعي که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسيجي داشت، در مقابله با دشمن همچون شيري غرّان از مصاديق «اشداء علي الکفار، رحماء بينهم» بود. همت کسي بودکه براي اين انقلاب همه چيز خودش را فدا کرد و از زندگيش گذشت. او واقعاً به امر ولايت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در اين راه جان بدهد، که عاقبت هم چنين کرد. هميشه سفارش مي کرد که دستورات را بايد موبه مو اجرا کرد. وقتي دستوري هر چند خلاف نظرش به وي ابلاغ مي شد، از آن دفاع مي کرد. ابراهيم از زمان طفوليت، روحي لطيف ،عبادي و نيايشگر داشت.»

پدر بزرگوارش مي گويد:

«محمد ابراهيم از سن 10 سالگي تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشيب هاي سياسي و نظامي، هرگز نمازش ترک نشد. روزي از يک سفر طولاني و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسيد. ابراهيم آن شب را به همه خستگي هايش تا پگاه، به نماز و نيايش ايستاد ووقتي مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجيبي داشتم. اي کاش به سراغم نمي آمدي و آن حالت زيباي روحاني را از من نمي گرفتي.»

اين انسان پارسا تا آخرين لحظات حيات خود، دست از دعا و نيايش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چيز مقدم مي شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستي همه چيز را فداي انقلاب کرده بود. آن چيزي که براي او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که براي ديدار خانواده اش به شهرضا مي رفت، در آنجا لحظه اي از گره گشايي مشکلات و گرفتاري هاي مردم باز نمي ايستاد و دائماً در انديشه انجام خدمتي به خلق الله بود.

شهيد همت آنچنان با جبهه و جنگ عجين شده بود که در طول حيات نظامي خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها يکبار در آغوش گرفته بود.

او بسان شمع مي سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و يک آن از تحرک باز نمي ايستاد. روحيه ايثار و استقامت او شگفت انگيز بود. حتي جيره و سهميه لباس خود را به ديگران مي بخشيد و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کساني که مي پرسيدند چرا لباس خود را که به آن نيازمند بودي، بخشيدي؟ مي گفت: «من پنج سال است که يک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»

او فرماندهي مدير و مدبر بود. قدرت عجيبي در مديريت داشت. آن هم يک مديريت سالم در اداره کارها و نيروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفي و نيز اصول مديريت احترام مي گذاشت و عمل مي کرد، در عين حال هنگام فرماندهي قاطع بود. او نيروهاي تحت امر خود را خوب توجيه مي کرد و نظارت و پيگيري خوبي نيزداشت . کسي را که در انجام دستورات کوتاهي  مي نمود بازخواست مي کرد و کسي را که خوب عمل مي کرد تشويق مي نمود.

بينش سياسي بُعد ديگري از شخصيت والاي او به شمار مي رفت. به مسائل لبنان و فلسطين و ساير کشورهاي اسلامي بسيار مي انديشيد و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گويي ساليان درازي در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستيز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سياسي روز شناخت وسيعي داشت.

از ويژگي هاي اخلاقي شهيد همت برخورد دوستانه او با بسيجيان جان برکف بود. به بسيجيان عشق مي ورزيد و همواره در سخنانش از اين مجاهدان مخلص تمجيد و قدرشناسي مي کرد. «من خاک پاي بسيجيان هم نمي شوم.اي کاش من يک بسيجي بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمي شدم.»

وقتي در سنگر هاي نبرد، غذاي گرم براي شهيد همت مي آوردند سوال مي کرد: آيا نيروهاي خط مقدم و ديگر اعضاي همرزممان در سنگرها همين غذا را مي خورند يا خير؟ و تا مطمئن نمي شد دست به غذا نمي زد.

شهيد همت همواره براي رعايت حقوق بسيجيان به مسئولان امر تاکيد و توصيه داشت. او که از روحيه ايثار و استقامت کم نظيري برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقي اش در واقع معلمي نمونه و سرمشقي خوب براي پاسداران و بسيجيان بود و خود به آنچه مي گفت، عمل مي کرد. عشق و علاقه نيروها به او نيز از همين راز سرچشمه مي گرفت. براي شهيد همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است يا نه. همت يک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمي وارسته.

 

نحوه شهادت:

شهيد همت در جريان عمليات خيبر به برادران گفته بود: «بايد مقاومت کرده و مانع از بازپسگيري مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. يا همه اينجا شهيد مي شويم و يا جزيره مجنون را نگه مي داريم.»

رزمندگان لشکر نيز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ايستادگي کردند. حاجي جلو رفته بود تا وضع جبهه توحيد را از نزديک بررسي کند، که گلوله توپ در نزديکي اش اصابت مي کند و اين سردار دلاور به همراه معاونش، شهيد اکبر زجاجي، دعوت حق را لبيک گفتند و سرانجام در 24 اسفند سال 62 در عمليات خيبر به لقاء خداوند شتافتند.



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 ساعت 21:9

اهميت نور در آکواريوم

نور پردازي آکواريوم

نور در آکواریوم نقش بسیار مهمی رو ایفا میکنه و خیلی حیاتیه برای هم ماهی ها و هم گیاهان آکواریوم و هم از نظر تزئین و دکوراسیون و جنبه زیبایی آکواریوم . به دو صورت میتونیم آکواریوم رو نور پردازی کنیم . یا با نور طبیعی و یا با نور مصنوعی . نور طبیعی هر چند برتری داره اما مشکلاتی رو هم باعث میشه که افراد کم تجربه رو دچار زحمت میکنه . مثل رویش بیش از حد گیاهان و رشد بیش از حد جلبک های رشته ای و تک سلولی و فیتو پلانگتون ها که باعث سبز شدن آب و کثیفی ماسه ها و شیشه آکواریوم و همچنین گرفتار شدن ماهی ها در بین اونها و گاه مرگ ماهی ها میشه و فقط آکواریومیست های با تجربه از نور طبیعی استفاده میکنن !
نور مصنوعی بهتره , به این شرط که از طیف نور مناسب استفاده کنید . معمولن آکواریومیست های مبتدی از لامپ های مهتابی ساده استفاده میکنن . ولی آکواریومیست های حرفه ای از دو نوع لامپ استفاده میکنن : هم نوع آفتابی و هم نوع مهتابی تا طیف نور مناسب رو ایجاد کرده باشن ! میدونیم که نور خورشید داری طیف نور کاملیه . اما نور مهتابی های معمولی فقط بخشی از اون طیف رو داره و به همین دلیل از لامپ مهتابی های آفتابی یا زرد در کنار لامپ های سفید استفاده میکنن تا هم خوشرنگ تر بشه و هم برای گیاهان مناسب تر باشه !
لامپ های مناسب برای آکواریوم باید از نظر درجه Kelvin تعیین شده باشن . برای نمونه طیف آبی نور لامپ های مهتابی دارای 6500K به بالا هست که فقط برای رشد گیاهان مناسبه و 2500K طیف قرمز داره ! وقتی به تنهایی با نور مهتابی آکواریوم رو روشن میکنیم نور به نظر سرد و بی روح میاد ! اما وقتی از لامپ با طیف قرمز 6500k در کنارش استفاده میکنیم نور بسیار زیبا و طبیعی جلوه میکنه و هم برای رشد گیاهان مناسبه و هم آکواریوم رو بسیار زیبا نشون میده . در کل برای رشد گیاهان نیاز به 6000K تا 9000K طیف نور آبی دارین . پس موقع خرید لامپ حتمن به مشخصات درج شده روی جعبه لامپ دقت کنید و اگر آکواریومی دارین که در اون گیاه طبیعی قرار بدین سعی کنین لامپی با درجه 8000K بخرید .
استفاده از لامپ های رنگی نه تنها زیبا نیست که آکواریوم و ماهی ها رو بد نما جلوه میده و همینطور استفاده از لامپ های معمولی سوای رنگ بدی که دارن و زرد هستن , خطراتی رو باعث میشن . لامپ های سقفی معمولی چون گرمای زیادی دارن باعث شسکتن شیشه روی آکواریوم میشن و ماهی ها رو هم بدنما تر میکنن . این روزها از لامپ های کم مصرف هم استفاده میکنن که باز هم از نوع مهتابی و آفتابی اون در کنار هم میتونید استفاده کنید . هم نور دهی خوبی دارن و هم بسیار کم مصرف و با صرفه هستن و گرما هم تولید نمیکنن . لامپ های رنگی مثل لامپ قرمز فقط برای بعضی ماهی ها مناسبه مثل ماهی دیسکوس که نور قرمز بهش آرامش میده .
منبع نور آکواریوم رو باید در بالا و در قسمت وسط قرار داد بطوریکه سرتاسر طول آکواریوم رو پوشش بده و اونقدر قدرت داشه باشه که تا عمق یا کف آکواریوم قادر به نفوذ باشه . در نور , ماهی ها غذای خودشونو پیدا میکنن و جفت یابی میکنن و رنگ بدنشون نمایان میشه و حرکات نمایشی زیبایی انجام میدن . گیاهان رشد بهتری پیدا میکنن و شاداب تر میشن و آکواریوم رو خوش نماتر میکنن و زیبایی خاصی به محیط میدن . پس سعی کنید از نور مناسب استفاده کنید . در ضمن برای آکواریوم های کوچک از نور ضعیفتری استفاده کنید چون هر چقدر منبع نور قوی تر باشه , رشد جلبک ها بیشتر میشه و جلبک های سبز شیشه رو میپوشونن و باعث تار شدن شیشه میشن و مجبور میشید زحمت تمیز کردنش رو متحمل بشید . جلبک های قهوه ای توسط بعضی ماهیها خورده میشن اما جلبک های سبز به علت چسبندگی زیاد , باقی می مونن روی شیشه و خورده نمیشن . در ضمن لایه ای از جلبک ها هم روی ماسه ها و لوازم تزئینی آکواریوم میشینه و اونها رو بد نما میکنه !!! وقتی نور زیاد باشه گاهی جلبکهای تک سلولی و پلانگتونها هم در آب زیاد میشن و آب رو تار و سبز میکنن . برای جلوگیری از سبز شدن آب میتونید مقدار خیلی کمی کات کبود در آب بریزید یا یک قطعه فلز مس در آب بندازید و یا از آنتی بیوتیک های ضعیف استفاده کنید یا فیل تر هایی با زغال اکتیو استفاده نمایید.



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ساعت 19:45

جدول زیر حاوی اطلاعات مفیدی در باره تولید مثل گونه هایی از ماهیان زینتی است امیدوارم که مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره

 

ردیف

نام خانواده

نام ماهی

دوره جنین تخمها

دوره تکثیر

سن بلوغ

اول

ماهیهای زنده زا

گوپی ، پلاتی ، سوارتیل، مولی

48 ساعت

هر ماه یک نوبت

5 ماهگی

دوم

ماهیهای طلایی

بلک مور، فلس مرواریدی، ردکپ،

کله شیری

48 ساعت

هر 15 روز یک نوبت

یک سالگی

سوم

ماهی های بارب

تایگر بارب ، گرین بارب، رزی بارب،

شوبرتی بارب

24 ساعت

هر 15 روز یک نوبت

6 ماهگی

چهارم

ماهی های تترا

تترا سیاه، تترا پنگوئن، تترا نئون، تترا جواهر

24 ساعت

هر 10 روز یک نوبت

6 ماهگی

پنجم

ماهی های سیچلاید

آنجل، اسکار،

سیچلاید گوره خری، جولی فیش

48 ساعت

هر 10 روز یک نوبت

6 ماهگی

ششم

ماهیهای گوارامی

پرل گوارامی، فایتر، گورامی آبی،

گورامی بوسنده

24 ساعت

هر 10 روز یک نوبت

6 ماهگی



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ساعت 19:44

دسته بندي کلي ماهيان

 به طور کلي ماهيان آکواريومي را بر اساس غذايي که مي خورند به سه دسته ي گياهخوار ، گوشتخوار و همه چيز خوار تقسيم مي کنند .

انواع ماهيان گياهخواران:

بيش تر ماهيان آرامي بوده و غذاي غالب آنها معمولاً پولکي ، قرص هاي ويتامين ، لوفاک و کرم فشرده است ولي از کرم قرمز و ساير غذاهاي اين دسته هم تغذيه مي کنند . در آب آکواريوم گياهخواران نياز بيش تري به سلولز و باکتريهاي مفيد مشهود است که از راه هاي زير مي توان مقدار آنها را افزايش داد :

1-    تغذيه هفتگي با غذاهايي چون ؛ اسفناج ، کاهو ، نخود فرنگي و کلم .

 روش استفاده : ابتدا مقدار کمي از اين مواد را در يک ظرف پر از آب گرم ( ولرم ) ريخته و پس از گذشت يک دقيقه آن را به تانک انتقال دهيد . با اين کار لايه هاي سلولز گياه به سرعت تجزيه شده و براي تغذيه گياهخواران در آب پخش مي شود . پس از گذشت 2تا 3 ساعت هم باقيمانده ي آنها را از تانک خارج کرده تا در آب رسوب نکند .

نکته : از اين غذا مي توان براي تغذيه ي بچه هاي گياخواران هم استفاده کرد.

 2- استفاده از جلبک : معمولاً در تانک هايي که آب ساکن است ، به دليل تابش نور خورشيد جلبک ها کم کم رشد کرده و وسايل درون تانک را مي پوشاند ؛ اما چون اين کار ممکن است چهره ي تانک شما را زشت کند ، مي توان از روش زير براي توليد جلبک بهره برد .

 روش توليد جلبک : يک ظرف شيشه اي را پر از آب کرده و پس از قرار دادن يک سنگ بزرگ در آن ، ظرف را در مقابل نور خورشيد قرار دهيد . با اين کار پس از گذشت 3 تا 4 روز به تدريج جلبک ها روي سنگ رشد کرده و پس از گذشت 2 هفته آماده ي استفاده مي‌شود ؛ به اين ترتيب که سنگ را پس از شستشو با آب ملايم در آب تانک اصلي قرار داده تا ماهي ها از جلبک هاي روي آن تغذيه کنند .

 نکته : در صورتي که آب ظرف شما سرد باشد ، جلبکي در آن رشد نخواهد کرد .

تذکر : هرگز آب ظرف را از حالت سکون در نياوريد تا جلبک ها به سرعت رشد يابند

گوشتخواران :

 ماهي هايي که اغلب از طريق شکار ماهيها و جانداران کوچکتر از خود تغذيه مي کنند . البته مي توان براي غذاي غالب آنها از لوفاک يا ساير غذاهاي منجمد استفاده کرده و در هفته دو تا سه بار آنها را با جانداران زنده تغذيه کرد . انواع غذاهاي مورد استفاده براي تغذيه ي گوشتخواران به صورت زير است :

1- غذا هاي زنده : دافني ، کرم خوني ، کرم قرمز و ماهي هاي کوچک و ... .

 2- غذا هاي منجمد : علاوه بر غذاهايي همچون لوفاک مي توان از دل و جگر گاو و گوسفند و ساير غذاهاي زنده هم براي تغذيه ي آنها استفاده کرد .

 تذکر : هرگز براي تغذيه ي گوشتخواران از گوشت گاو و گوسفند استفاده نکنيد ؛ چون معده ي آنها قادر به هضم چربي موجود در گوشت نيست و امکان مرگ آنها افزايش مي يابد

  همه چيز خوار :

 از ساير گروه ها راحت تر نگهداري مي شوند و براي تغذيه ي آنها مي توان از همه جور غذاها ( خشک ، فريز شده و زنده ) استفاده کرد . البته توصيه مي شود از غذاهاي خشک براي غذاي غالب آنها استفاده کرده و در هفته چند بار با ساير غذاها آنها را تغذيه کرد .



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ساعت 19:43

در صورتی که ماهی یا ماهی های شما به حالت مردن روی آب افتاده اند ، خونسردی خود را حفظ کرده و مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید :

1- کنترل اکسیژن آب و PH   ( حد معمول PH = 6.8 – 8.0 )

2- خارج کردن ماهی مرده از تانک

3- تعویض 50% آب تانک و ریختن محلول ضد عفونی و ضد کلر ( به ازای هر 5 لیتر یک قطره )

4- خارج کردن همه ی گیاهان و وسایل تزئینی از تانک

جدول تشخیص بیماری های ساده

( موارد لزوم کمکهای اولیه )

عملکرد

دلایل

علائم

ردیف

استفاده از پمپ هوا و بررسی سلامت آب

کمبود اکسیژن یا وجود انگل در آب

ماهی به پشت روی آب معلق شده

1

استفاده از پمپ هوا با فیلتر داخلی

کمبود اکسیزن آب

ماهی مورد نظر روی آب حباب هوا به همراه در اوردن صدا می سازد . ( به غیر از گورامی و فایتر )

2

پیدا کردن ماهی جنگنده ای که باعث ترس او شده

مشکل در سلامتی ماهی و یا ترس از یکی از ماهیان

دوری گزیدن از سایر ماهی ها و پنهان شدن بین وسایل تزئینی

3

تعویض یا سیفون آب تانک

کمبود املاح مورد نیاز در آب تانک

بدن ( به خصوص شکم ) ماهی ورم کرده و قرمز شده

4

بررسی سلامتی آب و استفاده از پمپ هوا

غذای زیادی خورده یا PH آب مشکل داره

نفخ کردن

5

پیدا کردن ماهی عامل ترس

مشکل در سلامتی و یا ترس از یکی از ماهیان

غذا نخوردن ماهی

6

استفاده از آنتی بیوتیک هایی نظیر ضد انگل ، ضد قارچ ، و ... بسته به نوع عفونت

عفونت میکروبی

ترک خوردن پولک ها و ورم کردن چشم ماهی

7

استفاده از پایین آورنده های PH آب

بالا بودن PH آب

از بین رفتن پولکهای بدن ماهی

8



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ساعت 19:42

خلاصه زندگينامه رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»

« يک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.»

امام خمينى «قدس سره»

ازميلاد تا مدرسه

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌ای، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه‌ای مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.

در حوزه علميه

ایشان پس از آشنایی با جامع‌المقدمات و صرف و نحو در دبیرستان وارد حوزه علمیه شدند و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواندند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند:
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواندند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کردند. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواندند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواندند و دوره مقدمات و سطح را به طور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه‌ای که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه‌ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه‌ای به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه‌ای بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد به ويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

مبارزات سياسى

آيت الله خامنه‌ای به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگامي که نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه‌ای آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1338 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن روز به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه‌ای با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان به ويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

سوّمين و چهارمين بازداشت

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه‌ای در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل می‌شد و هزاران نفر ازمردم مشتاق به ويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه‌ای در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

در تبعيد

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه‌ای را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

در آستانه پيروزى

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى(قدس سره) از پاريس به تهران،و از سوی ایشان «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه‌ای نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

پس از پيروزى

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رئوس آنها مى پردازيم:
پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
● معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
● سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
● امام جمعه تهران، 1358.
● نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
● نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
● حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
● ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
● رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه‌ای در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دومين بار به اين مقام و مسئوليت انتخاب شدند.
● رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
● رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
● رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
● رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسئوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

تأليف و تحقيق

1ـ طرح کلى انديشه اسلامى در قرآن.
2ـ از ژرفاى نماز
3ـ گفتارى در باب صبر
4ـ چهار کتاب اصلى علم رجال
5 ـ ولايت
6ـ گزارش از سابقه تاريخى و اوضاع کنونى حوزه علميه مشهد.
7ـ زندگينامه ائمه تشيع (چاپ نشده)
8 ـ پيشواى صادق
9ـ وحدت و تحزّب
10ـ هنر از ديدگاه آيت الله خامنه‌ای
11ـ درست فهميدن دين
12- عنصر مبارزه در زندگى ائمه «عليهم السلام»
13- روح توحيد، نفى عبوديت غير خدا
14- ضرورت بازگشت به قرآن
15- سيره امام سجاد «عليه السلام»
16- امام رضا «عليه السلام» و ولايتعهدى
17- تهاجم فرهنگى (تدوين شده از سخنان و پيامهاى معظم له)
18ـ حديث ولايت (مجموعه پيامها و سخنان ايشان که تا کنون 9 جلد آن چاپ شده است.)
و...

ترجمه

1ـ صلح امام حسن (ع) ، تأليف راضى آل ياسين.
2ـ آينده در قلمرو اسلام ، تأليف سيد قطب.
3ـ مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان، تأليف عبدالمنعم نمرى نصرى.
4ـ ادعانامه عليه تمدّن غرب، تأليف سيد قطب.
و...



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 22:12

عكسهاي ديدني از طبيعت

جاده خیال انگیز منبع:http://pccity.ir

عکس طبیعت

پارک ملت بهشهر  منبع:www.mahdid.tk

جنگل  منبع:www.pccity.ir

عکسهای دیدنی از طبیعت  منبع:www.pccity.ir

عکسهای دیدنی از طبیعت

طبیعت زیبا  منبع:www.pccity.ir

طبیعت زیبا

طبیعت  منبع:www.pccity.ir

طبیعت

عکس درخت منبع:www.pccity.ir

عکس درخت

عکس های زیبا  منبع:www.pccity.ir



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 22:6

دريغ است ايران که ويران شود ، کنام پلنگان و شيران شود


مگه میشه به ایران افتخار نکرد؟!!!!!!!!!!

بهتر بود بپرسی به کجای ایران افتخار نمی کنی؟

به ذره ذره خاک ایران ، به تک تک ایرانیا (به غیر عرب صفتا ، غرب زده ها ) به اینکه نژادمون آریایی ،اونم آریایی برتر افتخار می کنم.

به این افتخار میکنم که هیچگاه بت پرست نبودیم .

به کوروش کبیر ، داریوش بزرگ ، خشایار شاه ، کاوه آهنگر ، آرش کمانگیر ، سیاوش ، کیومرث ، رستم، زرتشت و...

منشور حقوق بشر ، منشور پارسوماش ، منشور پرشیا ، منشور شوشیانا ، منشور پاسارگاد ، فروهر همه اینا غرور آفرینه .

به فردوسی، خیام، حضرت حافظ ، مولانا رومی ، سعدی ،عطار ، نظامی ، وحشی بافقی ، ارد بزرگ ،ابوعلی سینا ، ابو ریحان بیرونی ، رازی و...

 به پارسه ، خلیج همیشه فارس ، پاسارگاد ، شهر سوخته(مهر گنجینه سر به )، چغازنبیل ،  بیستون ، نقش رستم ، تخت سلیمان ، طاق بستان ، کاخ تیسفون(بزرگترین طاق آجری دنیا)و... افتخار می کنم.

 به این افتخار می کنم که  ما ایرانی ها شادترین مردم دنیا بودیم و پدران ما جشن و پایکوبی رو عبادت می دونستند .

کل جهانیان در مقابل بزرگی ایران و ملتش سرفرود آوردن .


ما ایرانی ها همیشه یگانه پرست بودیم .
آیین مغان
آیین مهرپرستی (میترائیسم){ که هنوزم تو کشورای مختلف طرفدار داره.}.
دین زردشت
آیین مانی
آیین مزدک

کورش کبیر :

این ابر مرد آنقدر والا مقام بوده که در قرآن از او ذکر شده(( ذوالقرنین ))
(16 آیه درباره ی اونازل شده:آیات 82 تا 97 سوره ی کهف ) و در تورات نیز( جایی
او را مسیح وجایی شبان خداوند و در جایی دیگر عقاب شرق وهم مشورت خداوند )
از او با احترام خاصی یاد شده است .
در کتب مقدس یهودیان مانند (عزراء- نحمیاء- اشعیاه وارمیاه ) از کوروش به عنوان
یک آزاده ومنجی یاد شده است واین احترامی که یهودیان به کوروش دارند به خاطر آن
است که هنگامی که کوروش بابل را فتح کرد دستور داد تا تمامی یهودیان (تقریباَ000/40)
که در زمان بخت النصر(نبوکدنصر) پادشاه مقتدر بابل که در هنگام فتح اورشلیم آنها را به
اسارت گرفته بود، آزاد کنند و کلیه ی اموالی را که بخت النصر از هیکل سلیمان به غنیمت
گرفته بود مسترد کنند وکوروش کمکهای بسیاری از نظر مالی و امکانات به یهودیان نمود
تا به اورشلیم برگردند واونیز دستور بازسازی هیکل سلیمان را داد. کورش نخستین کسی
بود که منشور حقوق وآزادی بشر را صادر کرد.
در میان شاهان کمتر پادشاهی است که مانند ((کوروش)) به چنین نیکنامی جهانی رسیده
باشد.

منشور پاسارگاد

پیران خویش را گرامی بدارید
برنایان را به دانایی دلالت کنید
و به یاد آورید
که شریران هم
روزی کودکانی بی آزار به گهواره بودند.
پس او که به کودکان خشم و تازیانه بگیرد
آینده آدمیان را آشفته کرده است
پس او که به پندار دیوان درآید
تنها پلشتی و پتیارگی به بار خواهد آورد
پس مراقب میراث من باشید
بعد از من توفانهای سهمگینی رخ خواهد داد
من پیشگوی پارسیانم
مراقب میراث من باشید
چرا که دیوان و درندگان زمان شکوه شما را برباد خواهند داد
خوابهای شما را آشفته خواهند کرد
خنیاگران را خواهند کشت
ای ملت من
نگاهبان میراث من باشد
چرا که تیرگی های بزرگ آغاز خواهد شد
و از آیین آزادگان
هیچ نشانی باز نخواهد ماند.

( کوروش کبیر  منشور پاسارگاد . کتیبه ی اول)


فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان است. شاهنامه فردوسی به 30 زبان مختلف در دنیا ترجمه شده است.

نيم نگاهي به تنديسهاي فردوسي در كشورهاي مختلف

براي يادبود اين شاعر پر آوازه تنديس هاي زيادي توسط استادان بنام ساخته شده كه زينت بخش ميادين ، دانشگاهها و موزه ها ي داخل و خارج بوده است .

 مهمترين مجسمه هاي ساخته شده عبارتند از تنديسي كه توسط لرنزي استاد مجسمه ساز معروف فرانسوي ساخته و در باغ نگارستان در سال 1313 نصب شده است.

همچنين مجسمه اي كه توسط پارسيان هند به ايران اهدا شد و در تاريخ 10 مهر 1324 در ميدان فردوسي نصب شد و تا قبل از نصب مجسمه جديد فردوسي ساخته ابوالحسن صديقي در اين ميدان قرار داشت و اكنون در دانشگاه تهران قرار دارد.

مجسمه ديگري از فردوسي در شهر دوشنبه تاجيكستان وجود دارد كه تاجيكها پس از فروپاشي شوروي آن را جايگزين مجسمه لنين كرده اند.

تنديس شاعر نامدار ايراني فردوسي ، همزمان با هزارمين سال پايان سرودن شاهنامه و در آستانه روز بزرگداشت فردوسي، در دانشگاه آكسفورد انگليس نصب و رونمايي شد.

اما تنديس ديگري از فردوسي در ايتاليا قرار دارد كه از جنس سنگ مرمر سفيد به ارتفاع 185 سانتيمتر است.

در این خاک زر خیز ایران زمین .................. نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود .................. کزان کشور آزاد و آباد بود

بزرگی به مردی و فرهنگ بود .................. گدائی در این بوم و بر ننگ بود

از آن روز دشمن به ما چیره گشت .................. که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد .................. که نان آورش مرد بیگانه شد

بسوزد در آتش گرت جان و تن .................. به از بندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگانی بندگیست .................. دو سد بار مردن به از زندگیست


محققان می گویند که حکیم خیام پس از «الکساندر پوشکین» در روسیه به عنوان دومین سخنور بزرگ مطرح است و كتاب هاي وي بیش از همه منتشر می شوند و بیش از هر ادیب دیگر علاقه‌مند و متقاضی دارد.

 
رباعیات خیام امروزه پس از کتاب مقدس و آثار شکسپیر پر فروش ترین آثار ادبی انگلیسی محسوب می شود.


در فرانسه در مورد مولانا گفته شد : اگر بخواهید تفاوت اساسی مابین سه نفر شاعر بزرگ ایرانی یعنی مولوی ، سعدی و حافظ را به صورت تشبیهی در آورید باید سعدی را چشم شاعر ، حافظ را قلب شاعر و  مولوی را روح او بخوانید.

در سالیان اخیر شاعرانی چون "کولمن بارکس" و "روبرت بلای" ( که هیچکدام فارسی نمی دانند) توانستند مولوی را در آمریکا بشناسانند و او را بر مسند بلندی بنشانند که اکنون می بینیم کتاب او پرفروشترین کتاب تاریخ آمریکا طی سالهای گذشته بوده است .

شاعران معاصر آمریکایی اکنون غبطه می خورند و تلاش می کنند دریابند که چگونه یک شاعر فارسی زبان هشتصدساله توانسته است پرخواننده ترین شاعر در زبان انگلیسی شود.

" هدیه عشق" از معروف ترین آلبوم های موسیقی است که بر مبنای اشعار مولانا ساخته شده است . "دیپاک چوپرا" روانکاو و نویسنده هندی تبار آمریکایی موفق شد ستاره های ادب و موسیقی را گردهم آورد و این آلبوم را ضبط کند.

در سال 1865 که ترجمه گلستان سعدی به قلم فرانسیس گلدوین در آمریکا منتشر شد امرسون مقدمه جالبی بر آن نوشت و گلستان را  بعنوان یکی از کتابهای مقدس جهان ستود. وی در خصوص سعدی می گوید او به زبان همه ملل و اقوام عالم سخن می گوید و گفته های او مانند "هومر" و "شکسپیر" و "سروانت" و "مونتینی" همیشه تازگی دارد. امرسون معتقد است که دستورهای اخلاقی گلستان قوانین عمومی و بین المللی است.


ارد بزرگ محبوبترین متفکر و اندیشمند ایران

اندیشمند میهن پرست کشورمان که سخنان و نظریات او بیشترین استقبال نسل جوان ایران را به همراه داشته است.

آرمان همان تنها انگيزه زندگي ...
آرمان همان انرژي و پتانسيل همه عمر...
و چه آرماني بالاتر از درد "ايران " داشتن...
ايران پاكترين و زيباترين واژه هستي
و قطره اي مي شوم در امواج سترگ و آسيم سرزمينم ....ايران


شادمانی جزء جدایی ناپذیر سنت ایرانی است . جشن های بزرگ ملی ، عشق و...
نباید از یاد برد که در افسانه های قدیمی مردمی، زرتشت هنگام تولد به صدای بلند می خندد.


جشن سده
جشن تیرگان (آبریزان)
عید نوروز
جشن مهرگان
جشن شب یلدا
سیرسور
سپندارمزگان


پنجه(چهارشنبه سوری)
سیزده بدر
جشن های گاه انبار 


پروکوپیوس مورخ رومی در یادداشتهای روزانه خود در مورخ 13 بهمن ماه سال 69 شمسی قبل از هجرت میگوید :در این روز نسخه اصلی تاریخ جنگهایم را به امپراتور دادم واو پس ازمرور کوتاهی بر آن گفت:
هرچند به سود ما رومیان نیست اما جا داشت می نوشتی ژوستی نین امپراطور روم عقیده دارد در خون سربازان ایرانی ماده اختصاصی وجود دارد که باعث می شود ترس نداشته باشند بی باک و مغرور باشند و تسلیم نشوند. هنگام اسارت در برابر فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نکنند من نمی دانم که ایران چه آبی دارد که بذر نهایت میهن دوستی را در جان مردمش پرورش میده.


رسول اکرم می فرمایید :
« لو کان العلم معلقاً باالثریا لتناوله رجال من الفارس»
« اگر دانش بر ستاره ی پروین (ثریا) بسته باشد ، ایرانیان بدان دست خواهند یافت .»

اصل روایت را به این گونه آورده اند:
«از حضرت پیغمبر (ص) روایت کرده اند، که این آیه شریفه را تلاوت فرمود:
وان تتولوا یستبدل قوماً «غیر کم». از آن حضرت پرسیدند کدام مردم به جای ما خواهند بود؟ حضرت دست بر دوش سلمان فارسی نهاده فرمود: این و قوم این (فارسیان= ایرانیان)، به خدایی که جان من در دست اوست، لوکان العلم...»


اي خوشا بر من که من ايرانيم                         فارغ از هر جنگ و هر ويرانيم
جنگ من جنگ خرد باشد عزيز                         من حيا دارم ز هر شمشير تيز
رسم من رسم وفاداري بود                             کيش آزادي جهانداري بود
من ز زرتشت و خدايي بوده ام                         بُد ز کورش شاه ايدون دوده ام
من ز افريدون و از جم مانده ام                         نغمه هاي شادي و غم خوانده ام
من همانم که در اين مهد فرين                        دارم از  يار و عزيزان بهترين
مردمانی از دیار مهر و نور                                از دیار شادی و عشق و سرور
هم سخن نیکو و هم کردار نیک                      از اشا گویند و از پندار نیک
من نه حیوانم نه کافر یا خشوک                      نه به دنبال حرامی گوشت خوک
بر مسلمان و مسیحی و یهود                        آنکه نامش بُد ز ایران صد درود
من به این امید و عشقم زنده ام                    در تکاپوی وطن جان داده ام
مهد دلداران شود ایران زمین                          یار زرتشتیم جمله بر یقین
پاينده باد ايران


من از مردم خودمون که به ایرانی بودنشون افتخار نمی کنن بیزارم  ، من از این حکومت از اینایی که ایران دارن نابود می کنن متنفرم .

من از مردم خودمون که با جشن های غربیا همزمان تو کشور خودمون جشن می گیرن مثل ولنتاین (فلسفه شو از خود خارجیا دقیق تر می دونن) اما حتی اسم سپندارمذگان حتی به گوششونم نخورده حالت تهوع می گیرم
من از این مسوزم  که تو تقویم کشور خودمون خبری از جشن های خودمون نـــــــــــــــــــی !!!!!


هر که مهر میهنش در دل نباشد کافر است       این سخن فرموده ی زردتشت پاک و برتر است


ولادت ، شهادت  ، بعثت ، عید فطر-قربان غدیر خم  و... شده تعطیلی های تقویم

اینم رویداد های مهم تقویم ایرانی ها  قیام خونین 15 خرداد ،پیروزی انقلاب ، همه پرسی تغییر رژیم شاهنشاهی به نظام جمهوری اسلامی ایران ، تاسیس بنیاد مسکن و افتتاح حساب شماره 100 به فرمان خمینی ،آغاز محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا ، افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی ،وفات علامه امینی ،شهادت مظلومانه آیت ا... حاج سید مصطفی خمینی .تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به مکه و و و ....
فقط اسم مون ایرانه و الا ...

دو سد پاره کردند از «کین» تنش
به خون در کشیدند پیراهنش
اگر آتشی سخت افروختند
همه پیکر پاک وی سوختند
نگر تا چه کردند این تازیان
به ایران و دانشوران جهان


وقتی ما هیچ ارزشی به تاریخ خودمون نمی دیم دیگه از این بهتر نمیشه (یاد حرف ارد بزرگ افتادم).

ارد بزرگ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد.


اين شير و خورشيد قشنگ
 دارد بها بيشتر ز جان
اين نشان آريا
 اين يادگار کاويان
 هر کس به آن حرمت گذاشت
 عشق وطن در سينه کاشت
 هر کس به آن مهري نداشت
 خود را به بيگانه گماشت


نخستين گام برای از ميان برداشتن يک ملت ؛ پاک کردن حافظه آن است . بايد کتابهايش را ؛ فرهنگش را ؛ تاريخش را از ميان برد . بعد بايد کسی را واداشت که کتاب تازه ای بنويسد . فرهنگ تازه ای را جعل کند و بسازد ؛ تاريخ تازه ای را اختراع کند . کوتاه زمانی بعد ملت آنچه بوده را فراموش می کند ؛ دنيای اطراف نيز همه چيز را حتی با سرعت بيشتری فراموش می کند...


فکر کنم دقیقا همین کارها رو با ما انجام دادن البته خیلی بهتر از این...
خیلی راحت سر مونو بریدن خیلی راحت .
بیـــــــــــــــــــــــــــشـــــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــــــر...



اینجا دین من توجیه کثافت کاریه منه    تو یه مجرمیو حکم اسارت دادی به تنت

چی دوست داری بشنوی از این بشر      خواهر روسری سرت کن که من تحریک نشم

اینجا صف اول نماز پست و مقامه       علم و تجربه رو از بین برده روابط

اینجا ریش بزار،یقه ببند کارت رو غلتکه                          خنجر و غلاف کن وارد شو تو محلکه

اینجا گفتن حقیقتم جواز ندلره       اون قدر مشکل داری که واست حواس نزاره    

         *   *   *
اینجا زندگی نمی کنن ، نفس می کشن      طعم خون برادرو از رو حوس میچشن

اینجا مادر بزرگامون قصه نمی گن        آخه بچه ها دیگه ته ِ قصه رسیدن

آخه تفریحه سالم جوونا سیگاریه       دختر و ز.... زدن از روی بیکاریه

اینجا هرکی میگیره به خودش ژست سرباز                       حتی پرنده هام ندارن حس پرواز
 
اینجا واسه خودش داره هر کی قبله ای                         کسی فکر تو نیست تا وقتی زنده ای
                          
                                                                                                          (بهرام _اینجا ایرانه )

       
این معرفی تنها ، برگی بود از یک جنگل


ایـــــــــــــــــــــــرانی بودنو افتخار نکـــــــــــــــردن به خاک وطـــــــــــن؟!!!



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 22:5

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود . هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت . اافسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .

لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 22:4

پيشگويي شگفت انگيزجاماسب ازاوضاع گرفتارايران درآينده ( برگزيده هاي از يشت ها ) :
گشتاسب شاه پرسيد : اين دين ( زرتشتی ) چند سال برقرار خواهد بود و پس از آن چه هنگام و چه زمانه اي است ؟
1  ) "جاماسب بيتخش " پاسخ داد : که اين دين هزار سال روا باشد پس از آن مردماني که هم پيمان شکن هستند با يکديگر رشک و دروغ کنند و سبب شود که ايرانشهر ( مملکت ايران زمين ) به دست تازيان سپارده شود و تازيان هر روز نيرومندتر شوند و شهر شهر را تسخير کنند . ( همانطور که سپاه تازي به ايران حمله کرد و شهرهاي ايران را يکي پس از ديگري تصرف کرد و ايرانيان را وادار به پذيرفتن اسلام يا دادن خراج کردند  )
2  ) مردم ايران زمين به نابکاري - فساد - رذيلت و دروغ گرويده و از روش کردار نيکو آزرده ميوشند و کناره گرفته  .
3  ) آمار گنجهاي ايرانشهر رو به گسترش مي رود و زرين و سيمين ها براي فرمانروايان انبار مي شود  .
4  ) سپس همه اينها ناپديد شود و بسيار گنجهاي پادشاهان ايران به دست دشمنان رسد و مرگ بي زمانه و نابهنگام گسترش يابد. ( همانطور که کاخهاي مدائن توسط سپاهيان اسلام غارت شد و گنجها و زمردهاي چندين دهه پادشاهي ايران و فرشها ابريشم ساسانيان توسط تازيان تکه تکه و غارت شد  . )
5  ) همه ايرانشهر به دست دشمنان تازي افتد و انيران ( ضد ايرانيان ) در ايران فراوان شوند به طوري که ايراني از انيراني مشخص نشود  .
6  ) در آن زمان " توانگران بد انديش" بر درويشان پيشي ميگيرند و آزادگان و بزرگان ايرانهشر در رنج و سختي زندگي خواهند کرد  .
7  ) به جايي خواهد رسيد که فرزندي را که زايند بفروشند و پسر مادر را زند و برادر بر برادر رحم نکند و براي کسب خواسته هاي خود از يکديگر درگير شوند . ( به وضوح در ايران ديده شده که عده اي فرزندان خودشان را براي گرفتن مقداري پول حراج ميکنند به طوري که روزنامه ايران چند ماه پيش خبر داد زني جنين خود را در شکم اش به مبلغ  1.5  ميليون تومان فروخت و آن پول را براي دادن پول پيش خانه پرداخت کرد  !!! )
8  ) مردان زن صفت که ناپديد بودند در ايرانشهر هويدا ميشوند و دروغ گسترده ميشود . همانطور که فردوسي بزرگ در اين باره فرموده است ( بعد از فتح ايران بدست اسلاميان تازي ايران اينگونه خواهد شد  ):
چو با تخت منبر برابر شود********* همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد اين رنجهاي دراز **********شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر********* ز اختر همه تازيان راست بهر
برنجد يکي ديگري برخورد******** به داد و به بخشش کسي ننگرد
ز پيمان بگردند و از راستي********* گرامي شود کژي و کاستي
پياده شود مردم جنگجوي********** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
ربايد همي اين از آن آن******** زين ز نفرين ندانند باز آفرين
نهاني بتر زآشکارا شود********* دل شاهشان سنگ خارا شود
بدانديش گردد پدر بر پسر******** پسر بر پدر همچنين چاره گر
شود بنده ي بي هنر شهريار******** نژاد و بزرگي نيايد به کار
به گيتي نماند کسي را وفا ********روان و زبانها شود پر جفا
ازايران واز ترک و از تازيان *********نژادي پديد آيد اندر ميان
نه دهقان نه ترک و نه تازي *********بود سخن ها به کردار بازي
همه گنجها زير دامن نهند *********بميرند و کوشش به دشمن دهند
9  ) ( اتمسفر و هواي ) ايرانشهر رو به آشفتگي و سرماي سخت و گرماي سخت مي رود و نباتات کم شود  .
10  ) از آن پس زمين لرزه ( بوم گزندک ) در آنجا زياد پديدار شود و ويراني ها به بار آورد . باران بي موقع و بي سود باريدن ميکند  .
11  ) سوار پيدا ميشود و پيداه سوار ميشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقيقا همان صحبتي که فردوسي بزرگ درباره ايران پيش بيني کرده بود و مي بينيم که به واقعيت پيوسته و کساني سردمدار ايران شدند که کارشان چيز ديگري بوده است ) فردوسي  :
پياده شود مردم جنگجوي******** سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
12  ) مردان روي به دلقکي و لوده گري و رياکاري روي خواهند آورد و مردان جنگجو کم شود و نابکاري گسترش يابد و قلب ها از سنگ شود و سرداران نابکار و نالايق روي کار خواهند رفت  .
13  ) پادشاهي و حکمراني ايران بدست کساني خواهد افتاد که انيران اند و در ظاهر بسيار دين مدار و آئيين و مسلک دار هستند.
14  ) آن تازيان با ارميان و ترکان مخلوط شوند و کشور بلبشو و نژادها عجيب و پليد شود  .
و  . . .
سپس گفتگوي زرتشت با اورمزد است که آينده ايران را پرسش ميکند ( از بهمن يشت  ) :

1  ) در آن پست ترين هنگام  100  گونه و  1000  گونه و  10000  گونه ديوان ژوليده موي از تخمه خشم از راه برسند  .
2  ) آن بد تخمان از خطه خراسان به ايرانشهر بريزند و با پرچمي با موهاي ژوليده و ظاهري نا آراسته از راه ميرسند که همگي مزدور مي باشند  .
3  ) سپس شهرها و دهها به ترتيب ويران ميشوند و آنان که من اورمزد آفريدم همگي در نابودي قرار ميگرند  .
4  ) آنان فريب کار بوده و آنچه که ميگويند نمي کنند . و بدترين مرام و مسلک را دارند . چون از دروغ وارد ميشوند . آنان به گفته هاي خود عمل نميکنند و در سخن خود استوار نيستند  .
5  ) گفتار مردان حق به آنان ناراست آيد و گفتار راست آنان شک برانگيز خواهد شد . در عوض گفتار نابخردان - فتوي دهندگان ناحق و فريب کاران براي آنان راست آيد  .
6  ) در ان زمان سوگند هاي دروغين زياد خورند و به زور به چيزي گواهي ميدهند و به اورمزد ناسزا گويند  .
7  ) از گناهاني که مردم کنند از هر  5  گناه  3  گناه را پيشوايان ديني کنند و آنان کساني هستند که با نياکان دشمن هستند و عبادتي که خود گويند انجام ندهند و از دوزخ بيمي ندارند  .
8  ) آب رودخانه ها کاسته شود و خشکسالي رواج يابد  .
9  ) پادشاهي و فرمانروايي ايرانشهر به دست انيران افتد و همچون سغديان و ترکان و کابليان و تازيان باشند . ايشان چنان فرمانروايي بدي کنند که که مرد پرهيزگار و فرد بد کنش- کشتن هردو در نزد آنان يکي باشد  .
و  . . .
زراتشت نامه هم که در سال  1278  ميلادي  ( 727  سال پيش ) توسط بهرام بن پژدو نوشته شد پيشگويي ها يش را از اينده وخيم ايران به صورت شعر در آورده  :


به ايران بباشد سه جنگ تمام ****** بسي کشته گردند مردان نام
همه پارس و شيراز پرغم شود ******به جاي طرب رنج و ماتم شود
بود حکمراني آن ديو کين ****** که دين بهي را زند بر زمين
نيابي در آن مردمان يک هنر ******* مگر کينه و فتنه و شور و شر
و  . . .
متاسفانه مي بينيم که پيشگويي ها يکي پس از ديگري به حقيقت مي پيوندند و امروز ما نوادگان کورش هستيم که ميتوانيم سرنوشت ايران را از اين گرفتاري ها نجات دهيم  .


لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 22:3

من دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من اجازه نمي دهم مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد.

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است.
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران.

من اجازه نخواهم داد كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز بفروشند.
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند، و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 21:56

شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپوليس ياهمان تخت جمشيد ، داريوش با درباريان تا بيرون شهر به استقبال جنازه رفتند وجنازه را آوردند .

نوزاندگان در پيشاپيش مشايعين جنازه ، آهنگهاي غم انگيزي مينواختند ، پشت سر آنان پيلان وشتران سپاه وسپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه مي پيمودند ، در اين جمع سرداران پيري كه درجنگهاي کوروش شركت داشته بودند نيز حركت مي كردند. پشت سرآنان گردونه باشكوه سلطنتي کوروش كه داراي چهار مال بند بود وهشت اسب سپيد با دهانه يراق طلا بدان بسته بودند پيش مي آمدند. جسد بر روي اين گردونه قرار داشت .

محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حركت مي كردند. سرودهاي خاص خورشيد وبهرام مي خواندند و هر چند قدم يك بار مي ايستادند و بخور مي سوزاندند. تابوت طلائي در وسط گردونه قرار داشت. تاج شاهنشاهي بر روي تابوت مي درخشيد ،خروسي بر بالايگردونه پر و بال زنان قرار داده شده بود اين علامت مخصوص و شعار نيروهاي جنگي کوروش بوده است.

پس از آن سپهسالار بر گردونه جنگي ( رتهه ) سوار بود و درفش خاص کوروش را در دست داشت. بعد از آن اشيا واثاثيه زرين و نفايس و ذخايري كه مخصوص کوروش بود.

يك تاك از زر و مقداري ظروف و جامه هاي زرين حركت مي دادند. همينكه نزديك شهر رسيدند داريوش ايستاد و مشايعين را امر به توقف داد و خود با چهره اياندوهناك ،‌ آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گرديده بود. به فرمان داريوش دروازه هاي قصر شاهي تخت جمشيد را گشودند وجنازه را به قصر خاص بردند.

تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابرپيكر کوروش مي گذشتند و تاجهاي گل نثار مي كردند وموبدان سرودهاي مذهبي ميخواندند . روز سوم كه اشعه زرين آفتاب بر برج و باروهاي كاخ باعظمت هخامنشي تابيد ، با همان تشريفات جنازه را به طرف پاسارگاد شهري كه مورد علاقه خاص کوروش بود حركت دادند. بسياري از مردم دهات و قبايل پارسي براي شركت دراين مراسم سوگواري بر سر راهها آمده بودند و گل وعود نثار مي كردند .

در كنار رودخانه کوروش ( كر) مرغزاري مصفا و خرم بود. در ميان شاخه هاي درختان سبز و خرم آن بناي چهار گوشي ساخته بودند كه ديوارهاي آن از سنگ بود .

هنگاميكه پيكر کوروش به خاك مي سپردند ، پيران سالخورده و جوانان دلير، يكصدا به عزاي سردار خود پرداختند. در دخمه مسدود شد، ولي هنوز چشمها بدان دوخته بود و كسي از فرط اندوه به خود نمي آمد كه از آنجا ديده بردوزد. به اصرار داريوش ، مشايعين پس از اجراي مراسم مذهبي همگي بازگشتند و تنها چند موبد براي اجراي مراسم مذهبي باقي ماندند .

به نقل از هرودوت يوناني: کورش در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی . کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از - او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید

معتبرترین سند در باره مرگ کورش هرودوت است که تاریخ تمدن ویل دورانت نیز از آن اقتباس کرده است . طبق گفته های هرودوت : کوروش در اواخر عمر برای آرام کردن نواحی شرقی کشور که در جریان فتوحاتی که او در مغرب زمین داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسایگان شرقی قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگیده است. بسیاری از مورخین ، علت مرگ کوروش را کشته شدنش در جنگی که با قبیله ماساژتها ( یا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند. ابراهیم باستانی پاریزی در مقدمه ای که بر ترجمه ی کتاب « ذوالقرنین یا کوروش کبیر » نوشته است ، آنچه بر پیکر کوروش پس از مرگ می گذرد را اینچنین شرح می دهد :
سرنوشت جسد کوروش در سرزمین سکاها خود بحثی دیگر دارد.

بر اثر حمله ی کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر ، اوضاع پایتخت پریشان شد تا داریوش روی کار آمد و با شورش های داخلی جنگید و همه ی شهرهای مهم یعنی بابل و همدان و پارس و ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد. روایتی بس موثر هست که پس از بیست سال که از مرگ کوروش می گذشت به فرمان داریوش ، جنازه ی کوروش را به شيوه اي در خور بزرگواريش و احترام به پارس نقل کردند.



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 21:55

به تازگی موجودی شبیه به این در سواحل آمریكا پیدا كردند كه دانشمند ها را بسیار متعجب كرده و آن ها هنوز پی تحقیقاتی در روی این جانور عجیب و غریب اند.

 شاید این موجود را شما در سرستون های تخت جمشید دیده باشید؟

اگر كمی به این جانور دقت كنید میبینید كه این جانور شباهت زیادی به سر ستون تخت جمشید دارد.
پس میفهمیم در آن زمان در خلیج همیشه فارس این موجود زندگی میكرده كه پس از مرور زمان نسل وی منقرض شده.از دندان های این موجود عجیب و قریب معلوم است كه او هم میتواند یكی از سلطان های بزرگ دریا باشد ولی اندازه ی او بسیار كوچك تر از نهنگ و یا كوسه است.

این موجود به احتمال 99% در آب های خلیج فارس هم زندگی میكرده و حتما هم حیوانی درنده و قوی بوده زیرا هخامنشیان در سنگ تراشی های خود همیشه نماد قدرت را كشیده اند مثل:شیر،حیوان خیالی ای كه از هر موجود قوی ای برداشت كرده اند.



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 21:54

تیپ 65 هوابرد یکی از ماهرترین واحدهای نظامی است که در آن نیروها آموزشهای ویژه ای را برای جلوگیری از گروگانگیری و یا رهایی گروگان از چنگ تروریستها در شرایط و مناطق مختلف می بینند.



























































لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:45

تصاویر: تمرینات نظامی نیروی ویژه هوابرد ارتش
تیپ 65 هوابرد یکی از ماهرترین واحدهای نظامی است که در آن نیروها آموزشهای ویژه ای را برای جلوگیری از گروگانگیری و یا رهایی گروگان از چنگ تروریستها در شرایط و مناطق مختلف می بینند.











































 


لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:43

لباس نظامی سرهنگ سید کمال پیمبری، کلکسیونی از نشان های مختلف است.

نشان هایی که هر کدام حاکی از گذراندن دوره ای ویژه است اما با اطمینان می توان گفت هشت سال جنگ مهم ترین دوره ای است که وی آن را تجربه کرده و ایمان و توکل به پروردگار بارزترین خصوصیتی است که نشان آن را می توان در آرامش کلام و نگاه این فرمانده مقتدر یافت.

فرمانده تیپ 65 نیروهای ویژه هوابرد ارتش (معروف به کلاه سبزها)، اقتدار و خضوع را با یکدیگر آمیخته است و چه جای تعجب دارد، که اینان شاگردان مکتب مولای متقیانند. سرهنگ پیمبری پس از هشت سال جنگ و دیدن آن همه دوره های خاص و سخت نظامی، توکل به خدا را مهم ترین رکن موفقیت یک نیروی عملیاتی می داند.

وقتی ماجرای نجات سرباز مجروح لشگر64 از پشت خطوط دشمن را تعریف می کند ناخودآگاه به یاد فیلم «نجات سرباز رایان» می افتم و افسوس می خورم که چنین سوژه های نابی مغفول مانده اند.

¤ ضمن عرض تبریک روز ارتش، به عنوان اولین سؤال می خواهم بپرسم به نظر شما آیا ارتش ایران با سایر ارتش های جهان تفاوتی دارد و اگر جواب مثبت است این تفاوت در چیست؟

- من هم متقابلاً روز ارتش را به همه دلیر مردان ارتش تبریک عرض می کنم و جا دارد یادی کنیم از شهدای دفاع مقدس، به خصوص 48 هزار شهید ارتش جمهوری اسلامی ایران.

در پاسخ به این سؤال می توان گفت ارتش ها در دنیا تفاوت هایی دارند اما آنچه ارتش ما را از سایر ارتش ها متمایز می کند، تفاوتی عمده و قابل توجه است و آن هم اتکا نیروهای آن به حق تعالی است و این اتکا در تمام امورات ارتش اعم از خودکفایی و آموزش و عملیات رزمی و سایر موارد دیده می شود.

¤لطفاً ما و خوانندگان روزنامه را با این تیپ بیشتر آشنا کنید.

- پس از پیروزی انقلاب اسلامی تیپ نیروهای ویژه هوابرد جزء اولین یگان هایی بود که منسجم شد و برای مبارزه با گروهک های ضد انقلاب در مناطق مختلف کشور عملیات های موثری را انجام داد.

در ابتدای دفاع مقدس هم پرسنل این تیپ ارتباط خیلی خوبی را با شهید دکتر چمران در بحث عملیات های چریکی و پارتیزانی داشتند و بعد از شهادت ایشان هم عملیات ها ادامه یافت و این تیپ در ماموریت های مختلف برون مرزی و درون مرزی شرکت فعال و بسزایی داشت و در این راه شهدای بسیار زیادی هم تقدیم انقلاب کرد.

پس از دفاع مقدس هم ماموریت های تیپ 65 به پایان نرسید و با توجه به اینکه نیروهای ما باید از آمادگی و مهارت های بالایی برخوردار و برای اجرای ماموریت های ویژه هر لحظه آماده باشند، آموزش ها با توجه به تجارب هشت سال جنگ ادامه یافت و این تجارب به نیروهای جوان نیز انتقال یافت و به حول و قوه الهی الان در نقطه ای هستیم که تیپ  65 هوابرد در سطح کشور منحصر به فرد و یکی از با تجربه ترین و ماهرترین واحدهای نظامی دنیاست. عملیات های مختلفی هم انجام داده ایم که به دلایل امنیت قابل تشریح نیست.

¤ چه معیارهایی برای سنجش آمادگی یک فرد نظامی یا یگان وجود دراد؟ چه چیزی تبحر یک یگان را مشخص می کند؟

- در این زمینه فرم هایی وجود دارد که یک واحد نظامی را در طول سال ارزیابی می کنند. در این تیپ چون عملیات و آموزش های آن منحصر به فرد است این فرم ها و ارزیابی ها هم خاص است.

مجموعه این ارزیابی ها در عملیات های رزمایشی تکمیل شده و تست نهایی انجام می شود و افراد، تجهیزات و آموزش ها مورد کنترل قرار می گیرند تا نقاط قوت یا ضعف های احتمالی برای برطرف کردن مشخص شود.

¤ چه آموزش های خاصی در این تیپ به نیروها داده می شود؟

- کارکنان جدید الورود، چه درجه دار یا افسر ابتدا تست های ورزشی و پزشکی می دهند تا آمادگی آنان مشخص شود. اولین دوره چتربازی اتوماتیک است که تحت نظر اساتید مجرب تعداد مشخصی پرش را باید انجام دهند.

پس از آن نیروهایی که موفق به گذراندن دوره شده اند در دوره نیروهای ویژه هوابرد شرکت می کنند. در این دوره پنج مهارت به نیروها آموزش داده می شود تا بتوانند در عملیات های گوناگون شرکت کنند. این مهارت ها عبارتند از آموزش های ویژه تخریب، اطلاعات و عملیات، بهداری، مخابرات و سلاح های انفرادی و جمعی.

یک سری آموزش های دیگر هم در کنار این دوره به نیروها داده می شود که به دوره نوهد معروف است. پس از دوره نوهد که 9 ماه طول می کشد، نیروها در واحدهای عملیاتی سازماندهی شده و می توانند به ماموریت های مختلف اعزام شوند.

دوره نوهد بسیار سخت و از جهاتی بسیار شیرین است، چون آموزش های بسیار متنوعی را به نیروها می دهد. از بین نیروهایی که این دوره ها را می بینند، افراد ممتاز برای طی دوره رهایی گروگان انتخاب می شوند. در ابتدا تست های مختلفی از جمله پزشکی و حتی روانشناسی روی آنها انجام می شود. چرا که این دوره خیلی سخت تر است و افراد باید یک سری ویژگی های جسمی و روحی-روانی را در ابتدا داشته باشند.

این دوره یک سال و نیم طول می کشد و نیروها آموزش های ویژه ای را برای جلوگیری از گروگانگیری و یا رهایی گروگان از چنگ تروریست ها در شرایط و مناطق مختلف از جمله در خشکی، دریا و هوا می بینند.

پیش زمینه دوره رهایی گروگان، گذراندن دوره سقوط آزاد است. سقوط آزاد فراتر و مشکل تر از پرش اتوماتیک است. مهارت سقوط آزاد در مجامع بین المللی یک ورزش هم محسوب می شود اما در این یگان این مهارت متفاوت و بسیار تکنیکی و خاص است.

در همین زمینه ما برای اولین بار در ایران توانستیم سقوط آزاد را به صورت دو نفره با یک چتر انجام بدهیم. از آموزش های دیگر می توان رزم در برف را مثال زد که شامل مهرت هایی مثل زنده ماندن در برف و کوهستان، احداث سنگر و شلیک با اسکی و اسنوبرد می باشد.

دوره های عرضی دیگری هم مثل پاراگرایدر، پاراموتور و کایت های موتوردار وجود دارد که برای ماموریت های خاص به نیروها داده می شود.

¤ با این آموزش ها گمان می کنم این تیپ مدال های زیادی در مسابقات ورزشی آورده باشد.

- ما غالباً در مسابقات ورزشی در سطح نیروی زمینی مقام های اول و در کل ارتش و نیروهای مسلح هم مقام های بالا را به دست می آوریم. تعدادی از کارکنان این تیپ همیشه جزء مسئولین هیئت های ورزشی ارتش و نیروهای مسلح بوده و هستند.

¤به نظر می رسد نیروهایی ویژه به دلیل شرایط خاصی که ممکن است با آن روبرو شوند باید آموزش های خاصی در مورد مسائل روانشناسی هم ببینند. آیا چنین آموزش هایی وجود دارد؟

- سئوال بسیار خوبی کردید. در سازمان تیپ 65، گروهانی به نام عملیات روانی وجود دارد. این اولین واحد عملیات روانی در سطح نیروهای مسلح کشور است. این واحد عملیات روانی مثبت روی نیروهای خودی و عملیات منفی علیه دشمن را برعهده دارد. نیروهای این واحد دوره های خاصی مثل خبرنگاری، صدا و تصویربرداری و یک سری مهارت های دیگر را طی کرده اند.

این واحد بسیار اثرگذار بوده و زمینه روانی لازم را برای عملیات در نیروها بوجود می آورد.

¤ مواردی از عملیات هایی که خودتان در آنها شرکت داشته اید را بیان می کنید؟

- در سال 1364 من فرمانده تیم الف این یگان بودم. به من ماموریت دادند سربازی از لشگر 64 ارومیه را که در عملیات قادر، زخمی شده و  پشت نیروهای دشمن جا مانده بود را نجات بدهم. عملیات قادر در مناطق مرتفع و صعب العبور و در شرایط سختی انجام شده بود.

با مشقت ها و ماجراهای زیاد ما از دشمن عبور کرده و در منطقه ای که مختصاتش را داشتیم جستجو را آغاز کردیم و بالاخره آن سرباز زخمی را در یک سنگر یافتیم. با اینکه دو هفته از مجروحیتش می گذشت و به سختی هم زخمی شده بود اما هنوز زنده بود.

نصف صورتش به شکل دردآوری مجروح بود و یک چشمش از بین رفته و عفونت تمام صورتش را گرفته بود.  حالتی نیمه هوش داشت و عراقی ها هم فکر می کردند اینجا را پاکسازی کرده اند. همه افراد تیم اول بهت زده شده بودند. نه اینکه مجروح ندیده باشیم. زیاد دیده بودیم اما شرایط آن سرباز خاص بود و با جیره بندی آب قمقمه اش دوام آورده بود. این فقط خواست خدا و معجزه ای الهی بود که ما به چشم خود می دیدیم.

به سرعت کارهای درمانی اولیه انجام شد و آماده بازگشت شدیم. بازگشت به جبهه خودی هم پرماجرا و البته به دلیل داشتن مجروح خیلی سخت تر بود ولی به حول و قوه الهی با دور زدن دشمن و پیمودن مسیری بسیار طولانی توانستیم این مجروح را به نیروهای خودی برسانیم که الان جزو جانبازان دفاع مقدس هستند.

خاطره دیگری که یادم می آید یک بار به همره چند نفر برای شناسایی پشت خط دشمن در مسیری حرکت می کردیم که مین گذاری شده بود و ما نمی دانستیم. ساعت دو نیمه شب بود که یکی از نیروها روی مین رفت و پایش از مچ قطع شد و شرایط خاصی بوجود آمد.

ما بالای سرش رفتیم و او هم شروع کرد به وصیت کردن که به خانواده ام این را بگویید، اینقدر به چند نفر بدهکارم، اینها را طلب ندارم و از فلانی حلالیت بگیرید.

من هم شروع کردم به روحیه دادن که ما تو را می بریم اما او اصرار داشت که به خاطر من ماموریت را متوقف نکنید و شما بروید. این روحیه همه را دگرگون کرده بود. ما با گردان تماس گرفتیم و قرار شد برگردیم.

کار سختی بود. ایشان خیلی تنومند بود. فاصله زیادی با خط خودی داشتیم و تاریکی و دشمن هم به سختی کار می افزود. درد زیادی هم داشت. 10 نفر بودیم. ایشان را به نوبت کول کردیم و راه افتادیم. چند بار هم به طرفمان تیراندازی شد که نمی دانم متوجه ما شده بودند یا تیراندازی ها کور بود. در نهایت موفق شدیم ایشان را به عقب برگردانیم.

خاطرات خیلی زیاد و هر روز دفاع مقدس خاطره است.

¤اگر حرفی باقیمانده می شنویم.

- ضمن تشکر از شما که گوشه ای از توانمندی های این واحد را به اطلاع مردم می رسانید، از طرف من به مردم بگویید ما با یاری خداوند تا آخرین قطره خونمان در جهت اعتلای نام ايران و دفاع از مردم و خاک میهنمان ایستادگی خواهیم کرد.



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:42

نام اسلحه : بازوکا ام 1 آ 1 (M1A1 Bazooka )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب ضد تانک (Anti-Tank Rocket Launcher  )

کشور سازنده : آمریکا

تاریخ ساخت : 1942 میلادی

تعداد خدمه : 2 نفر

نوع مهمات : راکت ام 6 آ 1 (M6A1 Rocket  )

کالیبر : 60 میلی متر

وزن راکت (M6A1 Rocket  ) : 2.8 کیلوگرم

طول اسلحه : 139 سانتی متر

وزن اسلحه خالی : 5.8 کیلوگرم

وزن اسلحه آماده شلیک : 8.9 کیلوگرم

سرعت راکت در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 105 متر بر ثانیه

میزان آتش : 2 راکت در دقیقه

برد مؤثر : 80 متر

توان سوراخ کنندگی : 100 میلی متر در 100 متری

بازوکا

بازوکا

بازوکا که اسمش از یک آلت موسیقی گرفته شده است نوعی اسلحه راکت انداز شانه پرتاب ضد تانک (Anti-Tank Rocket Launcher  ) محسوب می شود و جزء اولینها از نوع خود می باشد . از دلایل ساخت این اسلحه می توان به این امر اشاره کرد که ارتش آمریکا متوجه شده بود که فاقد یک اسلحه مؤثر برای پیاده نظام خود در مقابله با تانکهای دشمن است .

این اسلحه توسط دو تن از افسران ارتش آمریکا به نامهای سروان لسلی اسکینر (Skinner   Leslie  Captain) و ستوان ادوارد اهل (Lieutenant Edward Uhl  ) در سال 1940 میلادی طراحی شد. اولین مدل از این اسلحه نام M1 را به خود گرفت که بعدها مدلهای بهتر و پیشرفته تری جایگزین آن شد .

این اسلحه از سه قسمت تشکیل شده بود که عبارت بودند از : یک لوله دو سر باز ساده ، کلاهک جنگی و تجهیزات شلیک . تجهیزات شلیک در این سلاح به گونه ای بود که با تولید یک جرقه الکتریکی موجب پرتاب راکت می شد و این جرقه نیز از دو باتری کوچک تامین می گردید . یک قسمت چوبی نیز در این اسلحه تعبیه شده است که شخص شلیک کننده راکت کتفش را به آن تکیه دهد .

بازوکا یک سلاح دو نفره محسوب می شد که یک نفر وظیفه شلیک راکت (gunner ) و دیگری وظیفه راکت گذاری و مسلح کردن دوباره سلاح را به عهده داشت .

موشک ضد زره سنگین ERYX

اریکس یک سیستم موشکی ضد زره سنگین کوتاه برد است که برای واحدهای پیاده نظام و نیروهای ویژه طراحی و ساخته شده است ، این سیستم ضد زره برای استفاده در موقعیتهای خاص و فضاهای محدود ( همانند جنگهای شهری و کوماندویی ) بسیار مناسب و مؤثر است .

اریکس توسط کنسرسیومی مرکب از MBDA فرانسه و صنایع هوافضای کانادا تولید می گردد ، در سال 1989 فرانسه و کانادا تفاهم نامه ای را برای تولید اریکس با سرمایه گذاری مشترک امضا نمودند و در سال 1994 بعد از سالها تحقیق و آزمایش اریکس وارد خدمت ارتشهای فرانسه و کانادا گردید و تا این لحظه ارتشهای نروژ ، برزیل ، مالزی نیز از اریکس بهره می برند .

همچنین بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس من جمله بحرین ، کویت ، قطر ، عربستان و امارات متحده عربی نیز در زمره مشتریان علاقه مند به این سیستم ضد زره قرار دارند .

ترکیه در سال 1999 قرار دادی با فرانسه امضا نمود که طی آن امتیاز تولید 10000 موشک اریکس را در طی 10 سال به دست آورد اما در سال 2004 وزیر دفاع ترکیه خبر از لغو این پروژه داد .

اریکس ، می تواند بر ضد اهداف زرهی متحرک و ثابت مورد استفاده قرار گیرد ، کمترین برد عملیاتی آن 50 متر و بیشترین برد آن 600 متر می باشد . اریکس می تواند بر ضد انواع زره های کلاسیک ، تقویت شده و انعکاسی استفاده گردد . علاوه بر اهداف زرهی ، ساختار اریکس به گونه ای طراحی شده است که قادر به انهدام انواع خاکریزها ، سنگرها و استحکامات بتونی نیز می باشد .

در آزمایش انجام شده توسط MBDA از 1000 موشک اریکس شلیک شده 950 موشک اهداف را با موفقیت از بین بردند یعنی 95% شلیکها موفقیت آمیز بوده است .

سیستم اریکس از سه قسمت تشکیل شده است ، موشک ، لوله پرتاب و واحد آتش .

اریکس را می توان به صورت نشسته یا دراز کش از روی شانه شلیک نمود همچنین امکان استفاده از سه پایه نیز وجود دارد .

موشک اریکس ، از نوع هدایت شونده باسیم است و از یک سیستم هدایت نوری نیمه خودکار بهره می برد . در انتهای موشک اریکس یک منبع تولید کننده مادون قرمز وجود دارد . سیستم هدف گیر اریکس با استفاده از این امواج می تواند مسیر موشک را تشخیص داده و در صورت لزوم توسط سیم رابط با موشک مسیر را تصحیح نماید .

سیستم پیشرانه اریکس از نوع کنترل برداری است و این قابلیت را دارد که در سرعت پایین مؤثر عمل نماید و اجازه می دهد که پرتاب موشک با کمترین نیروی ممکن انجام شود .

با توجه به این قابلیت موتور موشک اریکس از سیستم پرتاب آرام یا Soft Launch بهره برده و در فضاهای محدود و بسته می توان از آن به راحتی و با ایمنی بالا استفاده کرد .

لازم به ذکر است که موتور موشک اریکس توسط شرکت مشهور راکسل فرانسه ( ROXEL ) تولید شده است .

موشک در کمتر از 5 ثانیه آماده شلیک می گردد ، بعد از شلیک موشک تنها وظیفه تیرانداز تنظیم نگه داشتن سیستم هدف گیر اریکس بر روی هدف تا زمان اصابت می باشد .

در زمان شلیک موشک سرعتی در حدود 18 متر در ثانیه می گیرد و در زمان رسیدن به مرز 600 متر ، سرعت موشک از مرز 245 متر در ثانیه نیز می گذرد .

در زمان 2 دقیقه می توان 5 موشک اریکس را آماده نمود ، هدف گیری کرد و شلیک نمود .

کلاهک جنگی 137 میلیمتری موشک مجهز به سیستم دو گانه High Explosive بوده و قادر به نفوذ در خودروهای مجهز به زره های انعکاسی به میزان 90 سانتی متر است .

دو شبیه ساز برای آموزش استفاده از اریکس به سربازان وجود دارد ، شبیه ساز مقدماتی و پیشرفته .

شبیه ساز مقدماتی توسط شرکت سیمتران ( SIMTRAN ) کانادا طراحی و ساخته شد ، شبیه ساز پیشرفته توسط بخشی از لاکهید مارتین تولید شده و به نام EPGS مشهور می باشد .

 

منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 13 ، گردآوری و ترجمه : مهندس یاشا محمدی رفیع

اریکس در سایتهای دیگر :

MBDA.NET

SFU.CA

army-technology.com

 

eryx

ERYX

ERYX

بسم الله الرحمن الرحیم

نام اسلحه : پانزرفوست 100 (Panzerfaust 100  )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب

کشور سازنده : آلمان

سال ساخت : 1944 میلادی  

میزان تولید : بیش از 3.5 میلیون

کالیبر اسلحه ( لوله ) : 6 سانتی متر

قطر راکت : 142 میلی متر  

طول اسلحه با راکت سوارشده : 105.4 سانتی متر

طول اسلحه ( لوله ) : 98.5 سانتی متر

وزن اسلحه خالی : 2.27 کیلوگرم

وزن راکت : 3 کیلوگرم

وزن اسلحه آماده شلیک : 6.8 کیلوگرم

سرعت راکت در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 62 متر بر ثانیه

برد مؤثر : 100 متر

وزن چاشنی : 190 گرم

نوع چاشنی : پودر سیاه  (blackpowder)

 

ویدئو کلیپ ( 1.68 مگا بایت )  

 

پانزرفوست 100

  

نام اسلحه : پانزرفوست 60 (Panzerfaust 60 )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب

کشور سازنده : آلمان

شرکت سازنده : هوگو اشنایدر آ جی Hugo Schneider AG  (HASAG)) )

سال ساخت : 1944 میلادی

میزان تولید : بیش از 4.5 میلیون عدد

کالیبر اسلحه ( قطر لوله ) : 5 سانتی متر

کالیبر راکت ( قطر ) : 142 میلی متر

طول اسلحه : 105.4 سانتی متر

طول لوله : 98.5 سانتی متر

وزن اسلحه : 2.27 کیلوگرم

وزن راکت : 2.94 کیلوگرم

وزن کلی اسلحه آماده شلیک : 6.1 کیلوگرم

وزن چاشنی : 134 گرم

نوع چاشنی : پودر سیاه (black powder )

سرعت در سرلوله ( سرعت اولیه ) : 45 متر بر ثانیه

برد مؤثر : 60 متر

توان سوراخ کنندگی زرهی : 200 میلی متر در فاصله 60 متری

Panzerfaust 60

 

نام اسلحه : پانزرفوست-30 کلین ( klein )

نوع اسلحه : راکت انداز شانه پرتاب

کشور سازنده : آلمان

سال ساخت : 1944 میلادی

کایبر سر جنگی ( راکت ) : 100 میلی متر

قطر لوله ( اسلحه ) : 3.3 سانتی متر

طول اسلحه با سر جنگی : 98.5 سانتی متر

طول اسلحه ( لوله ) : 80 سانتی متر

طول راکت : 36 سانتی متر

وزن اسلحه : 3.3 کیلوگرم

وزن راکت : 0.68 کیلوگرم

میزان ماده منفجره راکت : 400 گرم

نوع ماده منفجره راکت : تی ان تی و آر دی ایکس (( TNT + RDX

میزان چاشنی : 54 گرم

نوع چاشنی : پودر سیاه (black powder )

سرعت راکت در سرلوله ( سرعت اولیه وی صفر) : 27 متر بر ثانیه

حداکثر برد : 30 متر

توان سوراخ کنندگی زرهی : 140 میلی متر

 

پانزرفوست-30



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:40

KH 2002 نام سازمانی خیبر

سلاح هجومی انفرادی
مسلسل خودکار و تک تیر
سیستم گلوله گذاری خودکار توسط گاز بازشگتی
خشاب 20 یا 30 گلوله ای
کالیبر 5.56
برد موثر 450 متر
برد نهایی 2500 متر
نواخت تیر 800 الی 850 گلوله در دقیقه
وزن نوع بلند با خشاب خالی 30 تایی 3.7 کیلوگرم
----------------------------------------------------- ------------
S-5.56 RIFLE

سلاح هجومی انفرادی
مسلسل خودکار و نیمه خودکار و تک تیر
سیستم گلوله گذاری خودکار توسط گاز بازشگتی
خشاب 20 یا 30 گلوله ای
کالیبر 45 5.56X
برد موثر 460 متر
برد نهایی 2653 متر
نواخت تیر 700 الی 900 گلوله در دقیقه
وزن 3.2 کیلوگرم
----------------------------------------------------- ------------
FIXED BUTT STOCK (G3-A3)

سلاح هجومی انفرادی
خودکار و نیمه خودکار و تک تیر
سیستم گلوله گذاری خودکار توسط گاز بازشگتی
خشاب 20 گلوله ای
کالیبر 51 7.62X
برد موثر 400 متر
برد نهایی 3750 متر
نواخت تیر 500 الی 600 گلوله در دقیقه
وزن 4.3 کیلوگرم
----------------------------------------------------- ------------
RIFLE TYPE KL - 7.62 mm

سلاح هجومی انفرادی
خودکار و نیمه خودکار و تک تیر
سیستم گلوله گذاری خودکار توسط گاز بازشگتی
خشاب 30 گلوله ای
کالیبر 39 7.62X
برد موثر 300 متر
برد نهایی 2000 متر
نواخت تیر 600 گلوله در دقیقه
وزن متوسط با خشاب خالی 3.6 کیلوگرم
----------------------------------------------------- ------------
RETRACTABLE BUTT STOCK (G3-A4)

سلاح هجومی انفرادی ژ3 به همراه نارنجک انداز
خودکار و نیمه خودکار و تک تیر
سیستم گلوله گذاری خودکار توسط گاز بازشگتی
خشاب 20 گلوله ای
کالیبر 51 7.62X
برد موثر 400 متر
برد نهایی 3750 متر
نواخت تیر 600 گلوله در دقیقه
وزن متوسط با خشاب خالی 4.3 کیلوگرم

لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:39

و اينك محصولي قدرتمند در عرصه توان دفاعي كشور

 

موشك هوشمند زمين به زمين بدون بالك

 

قيام-1

 

ساخت صنايع دفاع جمهوري اسلامي ايران

 

جهانيان  در آستانه ي راه اندازي تاريخي نيروگاه اتمي بوشهر ، بار دگر شاهد قدرت نمايي متخصصان دفاعي كشور در زمينه توليد موشكهاي هوشمند زمين به زمين (ssm) بود. آزمايشي  موفقيت آميز در زمينه موشكهاي هوشمند بدون بالك به نام قيام يك . توليدي جديد از سري موشك هاي زمين به زمين  رهگير در كلاس موشك‌هاي ايراني با سوخت مایع  كه داراي ويژگي‌هاي فني جديد و قدرت تاكتيكي و تخريبي مناسب است.

از ويژگي‌هاي  اين موشك اين است كه احتمال اصابت موشك‌هاي ديگر به آن به علت سرعت بالا و چرخشي شدن حركت در كيلومتر 800 به  شدت كاهش يافته است.
از ديگر ويژگي هاي اين موشك زمين به زمين عدم وجود بالك مي باشد.بايد گفت كه از لحاظ فني، نداشتن بالك براي يك موشك برد بلند  بسيار قابل توجه و حائز اهميت مي باشد ، به طوريكه در دنيا كشوري كه توانايي طراحي و ساخت  موشكي بدون بالك با برد بالاي هزار كيلومتر  را دارا باشد ، آن كشور در زمره كشورهاي داراي تكنولوژي بسيار بالا  مي باشد . بايد گفت كه بالك به عنوان عامل اصلي تعادل موشك در هدايت مسير بسيار حائز اهميت است و تقريبا امكان پرتاب موفقيت آميز موشك بدون بالك ميسر نيست و مانند اينست كه هواپيمايي فاقد بال قصد پرواز داشته باشد كه امري محال است. به عقيده موشكي و نظامي ، آزمايش موشكي اخير و ورود قيام يك به عرصه رزم موشكي نيروهاي مسلح ،آغازيست بر روندي جديد بر مبناي توليد موشكهاي سريع السير زمين پايه ، با قابليت رهگيري دقيق و قدرت تخريب بالا و رزم سريع عملياتي در صحنه نبرد . 

 

 موشك زمين به زمين هوشمند قيام يك



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:37

و اينك آزمايش موفقيت آميز

 

موشك كنترل تلوزيوني و ضد كشتي

 

نور

 

 

موشک ضد كشتي نور كه اخيرا در رزمايش بزرگ ارتش آزمايش و شليك گشت ، موشكيست كه قابليت  پرتاب از هواپیما ، شناور سطحی، زیر دریایی و نیز خودروهای زمینی را دارد و از لحاظ دقت ، و تخريب و سرعت  جزء بهترین موشک های ضدکشتی جهان به حساب می آید.  احتمال برخورد موشک نور به هدف ۹۸ درصد تخمین زده شده است. برخي كارشناسان نظامي موشك نور را طراحي معكوس موشك C-802 مي دانند . اما بايد گفت، موشك نور اگر چه از لحاظ فونداسيون و شكل ظاهري ،مقداري شبيه به C-802  مي باشد ،  اما از لحاظ ساختار موتور  و حساسه هاي ردگيري كاملا با موشك C-802  متفاوت مي باشد.

ویژگی های برجسته ای همچون داشتن رادار بازتابی پرواز در ارتفاع ۵ تا ۷ متر بالای سطح دریا در نزدیکی هدف و نیز مجهز بودن به سامانه هدایت با توانایی ضد اغتشاش پذیری قوی، موجب شهرت کارایی این موشک شده است و در عمل نیز کشتی هدف، شانس بسیار کمی برای ردگیری، مقابله و انهدام آن دارد. موشک نور از  موتور و سامانه هدایت تلوزيوني بهره می برد.يكي از تفاوتهاي اساسي  موشك نور نسبت به c-802 اينست که پيشرانش موشك نور متشكل از موتور توربوجت با سوخت پارافینی و پيشرانش  c-802  متشكل از موتور سوخت جامد مي باشد. به همین خاطر برای حمل سوخت بیشتر از c-802  کشیده تر است.برد  موشك نور به 120 کیلومتر موثر مي رسد .بدنه این موشک باریک و کشیده و دماغه آن تخم مرغی است. چهار عدد بالک دلتا شکل در جلو، چهار بالک کنترلی کوچک و چهار بالک تثبیت کننده بر روی دم آن وجود دارد. برد رادار این موشک 130 کیلومتر است. افزون بر رادار هدایت، موشک  نور مجهز به یک فرازیاب رادیویی و خلبان خودکار است. فرازیاب رادیویی دقیق آن، این امکان را به موشک می دهد تا در فراز دریا، موشک را در کمترین ارتفاع نگه دارد.

از نمونه هاي مشابه اين موشك قدرتمند مي توان به موشكهاي نوع هارپون اشاره كرد.

 موشك ضد كشتي نور شليك شده در رزمايش بزرگ پيروان ولايت ارتش جمهوري اسلامي ايران



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:35

سرنگوني دو فروند هواپيماي جاسوسي آمريكا

 

توسط نيروي هوافضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

 

امروزه استفاده از پرنده هاي جاسوسي بدون سرنشين ، در دستور كار قدرتهاي نظامي قرار گرفته است . از آنجايي كه اين پرنده ها در ارتفاعات بسيار بالا پرواز مي كنند ، امكان رديابي و انهدام آنها بسيار بعيد مي باشد ، همچنين در ساخت اين هواپيماها ، نهايت دقت و تكنولوژي به كار برده است، مي توان گفت كه اكنون تعداد معدودي از كشورهاي دنيا كه شايد عدد آنها به ۱۰ كشور هم نرسد، قابليت توليد ۱۰۰ درصد اين هواپيماها را در كشور خود دارا مي باشند. در اين ميان ،جمهوري اسلامي ايران نيز جزء كشورهاييست كه قابليت توليد عملياتي آنها را در انواع مختلف در مجموعه وزارت دفاع ترتيب داده است،كه از آن جمله مي توان به پهباد بدون سرنشين ابابيل كه بسيار معروف نيز مي باشد اشاره نمود ،همچنين آزمايش موفقيت آميز جت بدون سرنشين "كرار " نويد ورود ايران به توليد پيشرفته ترين پرنده هاي شناسايي را در آينده و در سطح دنيا مي دهد.

حقيقت اينست كه نيروهاي مسلح در سطوح ارتش و سپاه ، بارها و بارها با پرنده هاي شناسايي ساخت داخل توانسته اند ماموريت هاي بسيار پيچيده اي را به انجام برسانند . شناسايي و پرواز ۲۵ دقيقه اي يكي از هواپيماهاي بدون سرنشين سپاه بر فراز ناو هواپيما بر آمريكا در خليج فارس و همچنين پرواز هواپيماهاي شناسايي ارتش در اقيانوس هند و رهگيري شناورهاي آمريكايي و انگليسي و نيز صدها سورتي پرواز شناسايي روزانه و هفتگي ارتش در مرزها و حتي بر فراز پايگاههاي آمريكا در منطقه از نمونه هاي اين موفقيت ها در اين زمينه مي باشد.

و اخيرا سرنگوني هواپيماهاي پيشرفته ايالات متحده در ارتفاع ۷۵۰۰ متري توسط نيروي هوافضاي سپاه نمونه اي بارز براي درك قدرت دفاعي و عمليات نقطه اي واكنش سريع در سطح نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در سطوح هوايي ، زميني و درياييست ، چنانچه همگان قدرت ايران را در اين سه سطح مشاهده نموده اند.

گفتنيست نيروهاي سپاه ، لاشه اين هواپيماها را به واحدهاي توليد صنعتي وزارت دفاع تحويل داده اند و توليد نمونه اين پرنده ها بوسيله روش مهندسي معكوس آغاز گرديده است.

خبر سرنگوني 2 فروند هواپيماي بيگانه در خليج فارس توسط نيروي هوافضاي سپاه بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي منطقه داشت به طوري كه اغلب شبكه‌ها اين خبر را به شكل فوري بازتاب دادند. 

 

گوشه اي از قدرت دفاع هوايي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:34

تاريخ سري سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي "موساد"



"سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستي (موساد)، يك دستگاه اطلاعاتي پيچيده و با شهرتي فراتر ازمحدوده جغرافيايي اين رژيم است و گاهي نيز حالت اسطوره اي به خود گرفته است. اين سازمان يك قدرتي مخفي است كه به رژيم صهيونيستي اجازه مي دهد تا بتواند بر آژانس هاي قدرتمند اطلاعاتي سازمان امنيت و اطلاعات آمريكا فائق آيد، نازيست ها را شكار كند و در جهت نابودي كشورها، حذف مبارزان و همچنين ثبت اطلاعات اساسي و همچنين موارد اشتباهي كه در حساب و كتاب هاي خود سازمان صورت گرفته است، گام بردارد."
متن فوق، بخشي از چكيده يك كتاب به نام "تاريخ سري موساد ازسال 1951 تا به امروز" است كه توسط گوردن توماس، نويسنده متخصص در زمينه فعاليت هاي جاسوسي به رشته نگارش در آمده است. توماس37 كارتحقيقي ديگر نيز در همين زمينه تحرير كرده كه به تمامي زبانها ترجمه شده است. كتاب "تاريخ سري موساد از سال 1951 تا به امروز" تلاشي براي آشنا شدن با دنياي اين دستگاه اطلاعاتي است كه تفاوت زيادي با ديگر دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي جهان دارد و وابسته به كشوري است كه شباهتي با ديگر كشورهاي جهان ندارد.



پلارد1000 سند را به نفع رژيم صهيونيستي به غارت برد

كتاب "تاريخ سري موساد" با فصلي به نام "آن روي آينه ها" آغاز مي شود. مكان، اتاقي در يك آپارتمان واقع در منطقه شماره چهار شهر پاريس و در نزديكي مركز ملي هنر و فرهنگ ژرژ پمپيدو مي باشد ؛ البته موساد در تمام شهرهاي بزرگ دنيا دهها آپارتمان ـ چه اجاره اي و چه خريداري شده ـ در اختيار دارد. اكثر اين آپارتمانها غير مسكوني هستند مگر وقتي كه شرايط خاصي پيش آيد. آپارتمان يادشده نيز به پايگاه عملياتي ويژه جهت انجام ماموريتي مبدل شد كه آقاي موريس در هنگام ورودش به پاريس در سال 1997، مسئوليت انجام آن را به عهده داشت.

موريس فارغ التحصيل سال 1982 از مدرسه موساد بود و در اروپا، آفريقاي جنوبي و خاورميانه فعاليت مي كرد. او در زندگي عادي خود به عنوان يك بازرگان، يك روزنامه نگار مستقل يا يك وكيل شناخته مي شد. در زمان موريس، عزل و نصب ها (ريزش نيروها) سازمان موساد را تا حد گسستگي و فروپاشي پيش مي برد و با انتصاب بنيامين نتانياهو به عنوان رئيس جمهور وضعيت هر چه پيچيده تر شد و با وجود آنكه وضعيت و روند پرونده هاي موساد كاملا مشخص بود ؛ ولي نتانياهو به خود اين اجازه را مي داد كه حتي در مسائل عملياتي اين سازمان نيز دخالت كند و كار به جايي رسيد كه همسرش نيز در زمينه فعاليت هاي اين سازمان دخالت مي كرد. همسر نتانياهو اين اجازه را به خود مي داد كه كارمندان ارشد اين سازمان را به خانه اش فرا بخواند و آنها را به رگبار سوالات خود ببندد يعني دقيقا همان كاري را بكند كه هيلاري كلينتون با سازمان اطلاعات آمريكا مي كرد.

موريس، جاسوس سازمان موساد مسئول زير نظر گرفتن فردي بود كه در هتل "رتز" پاريس كه متعلق به مليونر بزرگ مصري به نام محمد فايد بود، فعاليت مي كرد. اين فرد كسي نبود جز "هنري پل". هنري راننده مرسدس بنزي بود كه پرنسس دايانا و دوي فايد را در هنگام حادثه اي كه به مرگ شان انجاميد، حمل مي كرد. راننده مذكور تمايل داشت تا از راه فروش اطلاعات در مورد مسافران هتل به عكاسان مجله هاي پاپاراتسي پولي را كسب كند.

از سوي ديگر، روابط تنگاتنگي ميان جاسوس صهيونيستي و رئيس بخش حراست هتل رتز برقرار شد و بدون اينكه جاسوس صهيونيستي از وي توضيحي بخواهد شروع به توصيف هتل، شيوه فعاليت و شمار مشتري ها كرد. رئيس بخش حراست هتل رتز با دلخوري از مشتري هاي عرب هتل صحبت مي كرد و كمي قبل از اينكه جاسوس مذكور بخواهد اطلاعاتي را از مزدور جديدش جمع آوري نمايد، خبرغافلگيرانه كشته شدن هنري پل، به همراه پرنسس دايانا و دوي فايد را مي شنود. اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه روابط ميان موساد و پل هنري براي هميشه همچون يك معما باقي ماند و سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي نيز رابطه اش با راننده مرسدس بنز حامل پرنسس دايانا و دوي فايد را جزء مسائلي دانست كه ويژه خود سازمان است.

محمد فايد ـ پدر دودي ـ نيز به دنبال حادثه مرگ فرزندش به همراه پرنسس دايانا، برخي دستگاه هاي جاسوسي ناشناخته را به دست داشتن در اين كار متهم كرد. ضمنا با وجود آنكه برخي خبرنگاران مجله تايم از ارتباطات ميان هنري پل و سازمان اطلاعات فرانسه خبر مي دادند ؛ ولي هيچ كس به روابط وي با موساد اشاره اي نكرد.

نويسنده كتاب "تاريخ سري موساد" در كتاب خود به تبيين چهره اي مي پردازد كه غربي ها از عرب ها دارند. به عنوان نمونه، هنري پل به جاسوس صهيونيستي مي گويد: "اكثر اعراب زشت و مغرورند و به خدمتكاران دستور مي دهند تا با يك اشاره انگشت دستورات شان را اجرا كنند."

جاسوس صهيونيستي كه با هنري گفتگو مي كند، براي آنكه دستش رو نشود خطاب به هنري مي گويد: "اما من شنيده ام كه مشتريان يهودي نيز آدم هاي خشكي هستند." اما پل جواب مي دهد كه يهوديان مشتري هاي خوبي هستند.

همان طور كه مي دانيد سامانه كنترل و نظارت موسوم به Echelon (اچلون) كه يكي از پيشرفته ترين سيستم هاي شنودي است كه در اختيار سازمان NSA (سازمان امنيت ملي آمريكا) قرار دارد، پرنسس دايانا را به خاطر مبارزاتش عليه توليد و استفاده از مين هاي ضد نفر زير نظر داشت ؛ البته سامانه مذكور براي بسياري از فعالان در اين حوزه نيز تهديدي جدي به شمار مي رود.

در بخشي از كتاب گوردن توماس مي خوانيم كه چگونه نويسنده با محمد الفايد در مركز تجاري مشهورش در لندن "هارودز" ديدار مي كند و محمد الفايد به نويسنده مي گويد كه در مقابل كسب اطلاعاتي از موساد درباره مرگ فرزندش حاضر است مبلغ يك ميليون دلار را به او اعطا كند. صاحب مركز تجاري "هارودز" در ادامه شروع به سب و لعن ملكه اليزابت و پادشاه انگلستان (فيليپ) كرد و آنها را "روسپي و دلال محبت" خواند و سازمان اطلاعات انگلستان را قاتل دانست.

فايد در ادامه مي گويد كه جاسوسان موساد ازحقيقت باخبرند و از نويسنده كتاب "تاريخ سري موساد" نيز مي خواهد تا آنها را احضار كند. فايد به توماس مي گويد: "آنها را پيش من بياور ... تا تو را خوشبخت كنم."

فايد دراين اثناء از هنري پل سخن مي گويد و تاكيد مي كند كه او را به اندازه فرزندش دوي دوست داشته است. مؤلف، مزدور مشهور صهيونيستي به نام بن مناچي را قانع مي كند كه با فايد همكاري كند ؛ ولي مناچي علاوه بر درخواست مبلغ ساليانه 750000 دلار، مبالغ ديگري را نيز طلب كرد. به هر حال، معامله اي ميان مناچي و فايد انجام نشد، زيرا فايد تاكيد مي كرد كه بايد پيش از امضاي چك ادله محكمي در برخورداري وي از اطلاعاتي در اين زمينه ارائه شود.

گوردن توماس در ادامه به طريقه اي اشاره مي كند كه موريس براي به خدمت گرفتن هنري پل استفاده مي كرد و به نقل از تعدادي از همكاران موريس مي گويد: «اين شيوه نشان مي دهد كه هيچ كسي كنترل موساد را در دست ندارد و اين سازمان بدون توجه به عواقب و نتايج منفي كه اقداماتش مي تواند براي اسرائيل، صلح منطقه اي و همچنين رابطه تل آويو با قديمي ترين و باوفاترين دوستش به دنبال داشته باشد، دست به عمليات هاي ريسك پذير مي زنند.

موارد غير اخلاقي

عنوان يكي از فصول كتاب تاريخ سري موساد، "پيش از تاريخ" مي باشد كه به شيوه هاي غير اخلاقي اشاره دارد كه مزدوران موساد به خاطر رسيدن به اهداف شان از آن استفاده مي كردند. به عنوان مثال مي توان به ماجراي جالب و شنيدني يك خاخام برجسته يهودي اشاره كرد كه به بهانه مشاركت در مراسم ختنه يك شخصيت برجسته از پاريس به لندن كشانده شد كه البته هدف از انتقال اين فرد به لندن كسب اطلاعاتي در مورد يك كودك ربوده شده بود.

خاخام مذكور در فرودگاه مورد استقبال دو فرد قرار مي گيرد كه از مزدوران موساد بودند و همچون متدينان يهودي ارتدوكس لباس سياه بر تن داشتند.

گزارشي كه دو جاسوس مذكور براي ارائه به رئيس خود تنظيم كرده بودند، خالي از نكات سخره آميز نبود. در متن اين گزارش چنين مي خوانيد: «خاخام را به روسپي خانه اي در منطقه پيگال پاريس برديم، بدون آنكه ذره اي به ما شك كند. دو روسپي كه پول شان پرداخت شده بود، وارد اتاق خاخام شدند و خود را در آغوشش انداختند. تمامي صحنه ها تصويربرداري شد. سپس تصاوير اخذ شده را به او نشان داديم و از او خواستيم تا ما را از مكان اخفاي كودك باخبر كند ؛ ولي خاخام قانع مان كرد كه اطلاعي از موضوع ندارد و عكس ها را مقابلش پاره كرديم."

مولف نمونه هاي ديگري نيز از اين شيوه هاي غير اخلاقي ذكر مي كند كه ماموران موساد براي رسيدن به اهداف شان بدان ها متوسل مي شدند. در نظر آنان، هدف وسيله را توجيه مي كند و مهم تنها نتايج ناشي از اقدام است. نكته اي كه در اينجا نبايد از ياد ببريم آن است كه عناصر موساد به صورتي حرفه اي و با مسئوليت پذيري بالا عمل مي كنند و برعكس ديگر سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي همچون سازمان جاسوسي آمريكا كه تكنولوژي و فناوري ها را در محور توجه خود قرار مي دهند، بيشتر توجهش به عامل انساني است يعني اينكه در جمع آوري اطلاعات بر استفاده از نيروي انساني تاكيد دارد.

ربوده شدن ميگ21

شخصي به نام "سلمان" به سفارت اسرائيل مي آيد و در ازاء پيشنهاد مهم وحساس و وسوسه انگيزخود يك ميليون دلارپول طلب مي كند. شخص مذكور مدعي مي شود كه اين توانايي را دارد تا براي "اسرائيل" هواپيماي ميگ 21 كه در آن هنگام يكي از پيشرفته ترين هواپيماهاي زمان خود به شمار مي رفت، فراهم كند. وي با اطمينان خاطر تمام به سفارت اسرائيل گفت: "يكي از نيروهايتان را به بغداد بفرستيد. اين مامور هيچ كاري ندارد، جز اينكه با اين شماره تلفن تماس بگيرد و بگويد كه ژوزف را مي خواهم ؛ البته يادتان نرود كه فرد مذكور بايد يك ميليون دلار را همراه خود بياورد."

دولت آن زمان اسرائيل به بررسي ابعاد مختلف امر (تهيه ميگ 21) پرداخت و اين مسئله برايش مطرح بود كه اگر سلمان جاسوس دوجانبه باشد و با مقامات عراقي سر و سري داشته باشد، چه خواهد شد ؛ البته طرح دست يابي به هواپيماي پيشرفته مذكور رويايي بود كه صرف نظر كردن از آن غير ممكن مي نمود. مولف كتاب "تاريخ سري موساد" در كتاب خود مي نويسد:

(((موساد يك سازمان ملي ومايه افتخار هر اسرائيلي است. جايگاه موساد تا حدي است كه عناصرش مختارند تا تصميمشان را با مقامات سياسي در ميان نگذارند يا اينكه تنها در دقايق اندكي پيش از اتخاذ تصميم نهايي اين كار را انجام دهند. اين بار و در زمان مناسب، بن گوريون و اسحاق رابين، رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل از اين امر مطلع شدند و تنها پاسخ شان به اين طرح موافقت بود. رئيس آن زمان موساد آمادگي خود را براي خارج كردن تمامي جاسوسان از عراق اعلام و تاكيد كرد كه در صورت به شكست انجاميدن عمليات، اوست كه بايد مجازات شود.
ادامه دارد.

مترجم: اعظم مهري
منبع:مركز اطلاع‌رساني فلسطين



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:34

آشنایی با هاویتزر پیشرفته SSPH-1 PRIMUS ساخت سنگاپور



هاویتزر پیشرفته SSPH-1 PRIMUS یک توپخانه خودکششی 155 میلیمتری ساخت سنگاپور میباشد. کار ساخت این هاویتزر پیشرفته و مدرن از سال 1996 آغاز شد و در ادامه در سال 2000 نمونه هایی از این هاویتزر به عنوان نمونه آزمایشی جهت شناخت نقاط ضعف آن ، تحویل نیروی زمینی ارتش سنگاپور گردید و در نهایت با ایجاد تغییرات نهایی در سال 2004 رسما وارد خدمت در جهان تسلیحات نظامی گردید.(Singapor Self Propelled Howitzer )

ارتش سنگاپور تعداد 122 دستگاه از این هاویتزر پیشرفته را سفارش داده است که قرار است تا سال 2009 تمامی این 122 دستگاه تحویل ارتش شود. پس از آن کارخانه سازنده این هاویتزر (SMM) به سفارشات خارجی خواهد پرداخت. این هاویتزر شبیه به هاویتزرهای M109A6 Paladin و AS – 90 Beraveheart است و میتوان گفت در ساخت این هاویتزر از روی شکل ظاهری این دو هاویتزر الگوبرداری شده است(البته کمی غیر هنرمندانه ، چرا که قیافه این هاویتزر بیشتر شبیه به تانکهای جنگ جهانی دوم است تا هاویتزر های قرن 21). وزن خالی این هاویتزر 29550 کیلوگرم و وزن رزمی آن 35650 کیلوگرم است. خدمه این هاویتزر چهار نفر میباشند که عبارتند از: راننده- افسر تسلیحات- گانر – مسئول ارتباطات. هاویتزر پریموس مجهز به یک لوله توپ 155 میلیمتری از نوع L39h Turret-Mounted و سیستم بارگذاری تمام خودکار میباشد. این هاویتزر با مهمات استاندارد ناتو سازگاری کامل دارد. زره این هاویتزر از نوع فولاد آلیاژی است که در برابر سلاحهای سبک و نیمه سبک دشمن مقاومت خوبی دارد. هاویتزر مجهز به هشت لانچر پرتاب نارنجک دودزا جهت استتار کامل هاویتزر میباشد. همچنین سیستم اعلام قفل لیزری ، خدمه هاویتزر را از نشانه گیری شدن خودرویشان توسط تسلیحات هدایت لیزری دشمن آگاه ساخته و امکان عکس العمل مناسب دفاعی نشان دادن را به خدمه میدهد. گلوله هایی که این هاویتزر توسط لوله توپ اصلی خود میتواند شلیک کند به دو نوع دسته بندی میشوند: 1-HE که گلوله های معمولی میباشند. 2- Rocketing که گلوله هایی است که طرز کارشان مثل راکت است. کمترین مسافتی که این هاویتزر میتواند هدفگیری کند 4900 متر است و بیشترین برد گلوله های HE معادل 19 کیلومتر و بیشترین برد گلوله های ROCKETING معادل 30 کیلومتر است.این هاویتزر برای درگیری با نفرات دشمن مجهز به یک مسلسل 7.62 میلیمتری و برای مقابله با هواگردهای دشمن نیز مجهز به یک مسلسل 12.7 میلیمتری میباشد. سیستم کنترل آتش این هاویتزر به این هاویتزر اجازه شلیک 8 گلوله در دقیقه را میدهد. سیستم شلیک این هاویتزر به این شکل است که چهار گلوله را میتواند به صورت متوالی و در مدت 20 ثانیه شلیک کند ، سپس مجددا سیستم کنترل آتش را مجددا با چهار گلوله لود کند و شلیک بعدی را انجام دهد. این نوع شلیک به این دلیل در این هاویتزر تعبیه شده است که بتواند در کمترین زمان ممکن (20ثانیه) بیشترین ضربه را به دشمن وارد سازد و به دشمن اجازه تحرک ندهد. این نوع شلیک شبیه سیستم شلیک سه تیر در اسلحه M16 ساخت آمریکا است که با فشار دادن یک بار ماشه سه تیر به هدف اصابت میکند و بیشترین صدمه را به هدف با کمترین مقدار گلوله وارد میکند. البته در این هاویتزر الزامی نیست که حتما چهار گلوله با هم شلیک شود و میتوان آنها را جداگانه شلیک کرد. مقدار تسلیحاتی که این هاویتزر میتواند لود کند به این شرح است: لوله توپ اصلی با 36 گلوله – مسلسل ضد نفر با 2100 گلوله – مسلسل ضد هوایی با 620 گلوله. لوله توپ اصلی از 5- درجه تا 85+ درجه میتواند به صورت عمودی تحرک داشته باشد و 360 درجه هم به صورت افقی حرکت دارد. این هاویتزر مجهز به یک دستگاه موتور Detroit Diesel V6 – 92TA Diesel Engine با قدرت 550 اسب بخار ، است. (( دیترویت دیزل ، یکی از بزرگترین شرکتهای ساخت موتورهای دیزلی در جهان است که در ردیف شرکتهایی مثل جنرال موتورز آمریکا و MTU آلمان قرار میگیرد. این شرکت آمریکایی است.)) شاسی اصلی خودرو هم از نوع Bionix IFV است که در برابر جنگهای NBC مقاومت کامل دارد. در آینده قرار است که از هواپیمای A400m برای جابجا کردن این هاویتزر به مناطق نبرد استفاده کرد.

هاویتزر پیشرفته پریموس به یک سیستم کنترل آتش پیشرفته که شامل یک سیستم مکان یاب ماهواره ای که بر روی صفحه LCD نمایان است و سیستم دقیق ناوبری ، مجهز میباشد. سیستم هدفگیری اصلی این هاویتزر هم از نوع Datalink است. میزان خطای شلیک این هاویتزر نیز بسیار اندک میباشد.


مشخصات کلی هاویتزر SSPH-1 PRIMUS

سال ساخت: 1996
سال تحویل: 2004
کشور سازنده: سنگاپور
طول : 10.21 متر در حالت لوله پشت
عرض : 3 متر
ارتفاع : 3.28 متر
طول بدون لوله : 8.86 متر
تسلیحات: یک لوله توپ اصلی 155 میلیمتری با 36 گلوله – یک مسلسل 7.62 میلیمتری با 2100 گلوله برای درگیری با نفرات دشمن – یک مسلسل 12.7 میلیمتری برای درگیری با هواگردهای دشمن با 620 گلوله
میزان تحرک لوله توپ: از 5- درجه ت85+ درجه حرکت عمودی و 360 درجه حرکت افقی
نواخت آتش: 8 گلوله در دقیقه
وزن خالی:29550 کیلوگرم
وزن رزمی: 35650 کیلوگرم
خدمه: 4نفر
برد : 350 کیلومتر
نوع لوله توپ: L39
برد توپ اصلی: حداقل 4900 متر – حداکثر بسته به نوع تسلیحات از 19 کیلومتر تا 30 کیلومتر
موتور: ِ Detroit Diesel V6 – 92TA Diesel Engine
قدرت موتور: 550 اسب بخار
کشورهای دارنده: فعلا فقط سنگاپور



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:33

راکت انداز 122 میلیمتری 40 لول 9k51 با نام گذاری ناتو با نام BM-21 گراد ( این سلاح را کاتیوشا نیز می نامند ) یک راکت زمین به زمین غیر هدایت شونده پر آوازه و مشهور ساخت روسیه است. این سلاح کارامد که برای اولین بار در سال 1964 عملیاتی شده است امروزه به طور گسترده در بیش از 50 کشور جهان استفاده و همچنان تولید می شود. این سلاح با عملکرد خوب خود باعث توسعه نمونه های مشابه خود در سراسر جهان شد. کاتیوشا را باید سلاحی مشابه توپ ولی با حجم آتش بسیار ، قدرت تخریب چند برابر ولی با برد کمتر و دقت آتش کمتر دانست. کاتیوشا و سلاح های مشابه آن تعریف جدیدی از پشتیبانی نیروهای زمینی در کنار توپخانه ارائه دادند لانچر راکت انداز این سلاح بر روی یک دستگاه خودروی دو محوره 6×6 Ural-375D سوار می باشد و برای همین دارای تحرک بسیاری در هنگام جنگ می باشد. این سلاح را تنها می توان در هنگامی که کامیون ایستاده است شلیک کرد و کابین راننده دارای صفحات محافظ برای محافظت در مقابل آتش خروجی راکت می باشد. در صورت لزوم برای حفظ تعادل خودرو می توان از دو جک تثبیت کننده در هنگام آتش استفاده کرد.





سرعت حرکت کامیون در جاده حدود 75 کیلومتر در ساعت است. راکت برای روشن شدن خرج پروازش نیاز به یک مولد برق دارد ، از این رو خودروی حامل دارای یک مولد برق است که با سیم به لانچر راکت ها وصل می شود و می تواند در عرض6 ثانیه تمامی راکت ها را روشن کرده و در عرض 5 دقیقه دوباره شارژ شود. این مولد برق می تواند تمامی راکت ها را یکجا روشن کند یا با فاصله 5/. ثانیه راکت ها را یکی پس از دیگری روشن و شلیک کند. خدمه این سیستم 5 نفر می باشد و می توانند پس از شلیک در عرض 8 دقیقه دوباره لانچر را بارگیری و آماده شلیک کنند. راکت ها دارای بالچه های تاشو هستند که پس از شلیک و خارج شدن از لوله باز می شوند و باعث تثبیت حرکت راکت می شوند.

برد این سلاح در مدل های مختلف ساخت کشورهای مختلف و با راکت های مختلف ، فرق می کند. مدل استاندارد ساخت روسیه ، می تواند اهدافی از 375 متری تا 16 کیلومتری هدف قرار دهد. برخی نمونه های دیگر این سلاح می توانند اهدافی تا 36 کیلومتری را نیز مورد هدف قرار دهند. گرچه می توان این راکت ها را به صورت مستقیم به سمت هدف شلیک کرد ولی به طور معمول آن ها را به صورت بالستیک (منحنی)شلیک می کنند. لانچر پرتاب که 9p132 نام دارد می تواند 40 راکت خود را در عرض 20 ثانیه شلیک کند. لانچر قابلیت حرکت در پشت شاسی را دارد و می تواند در چپ تا 102 درجه ، راست 72 درجه و تا 55 درجه بالا یا پایین حرکت کند. همچنین راکت ها قادرند انواع سرجنگی های انفجاری ، خوشه ای، ضدتانک و حتی شیمیایی را با خود حمل کنند

بعد ها راکت انداز های مختلفی بر اساس طرح BM-21 ساخته شدند که دارای کالیبر بزرگتر و سرجنگی های قوی تر بودند.

نظامیان کشورمان نیز در زمان جنگ با عراق طعم تلخ این سلاح را که به طور گسترده توسط ارتش عراق به کار می رفت را چشیدند. البته از همان ابتدای جنگ با به غنیمت گرفتن تعداد زیادی از این سلاح و سلاح های خریده شده قبلی ، نیروهای ما نیز کم و بیش از این سلاح استفاده می کردند. با پایان جنگ تحمیلی صنایع دفاعی کشورمان نیز دست به توسعه نمونه بومی این سلاح زدند. امروزه تمامی اجزای کاتیوشا از لانچر پرتاب گرفته تا راکت به روش مهندسی معکوس در ایران تولید می شود. طی چند سال گذشته وزارت دفاع نمونه های دور برد تر و و قدرتمندتر این سلاح را توسعه داد که با نام فجر شناخنه می شود. راکت انداز فجر3 با لانچر دوازده لول و برد 40 کیلومتر و فجر5 با لانچر 4 لول و برد 70 کیلومتر، از جمله سلاح هایی هستند که بر پایه کاتیوشا در ایران توسعه پیدا کرده و ساخته شده اند


منبع: وبلاگ ارتش ایران



لينک مطلب
 توسط محمدسبحان ابراهیم پناه در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 20:31